در پاسخ به جوابيه آقاى کوھيار گودرزى از راديو زمانه
در باره "
مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد"

 

روزنامه نگار گرامى آقاى کوھيار گودرزى به شھيد مھرنھاد افتخار داده اند و جواب انتقادات ما را در بخش نظرات اين مقاله داده اند٬ و ما به نوبه خود از آقاى گودرزى تشکر ميکنيم و جوابيه ھاى ايشان در واقع کمک به روزنامه نگار ايرانى است که به شناخت آزادى مطبوعات ايران و  اصول آزادى بيان کمک ميکند. اين نوع گفتگو ھا باعٽ ميشود که حدود و مرزھاى آزادى مطبوعات و آزادى بيان براى ما ايرانيان شناخته شوند. استمرار اين گفتگو براى روزنامه نگاران ايرانى چه در داخل ايران و چه در خارج ايران بسيار مھم است٬ شھيد مھرنھاد جان خودرا در جھت آزادى بيان براى مطبوعات ما ايرانيان و روزنامه نگاران ايرانى داد و جان مھرنھاد بھترين ھديه اى بود که به آزادى بيان و مطبوعات ايران ھديه شد و ھمه ما بايد از او تقدير کنيم و ھديه اورا پاس داريم.

        زيرا آزادى بيان و مطبوعات يکى از آرزوھاى ديرينه ھمه ما ايرانيان است که ھميشه زير حمله نيروھاى ارتجاع در زمان گذشته و حال بوده است. چندين نکته در جوابيه آقاى گودرزى وجود دارد که کنجکاوى مرا بر انگيخت که اميدوارم براى شنودگان و خوانندگان نيز ھمين کنجکاوى را بر انگيخته باشد. اولين موردى که بايد به آن توجه کرد اين است آقاى گودرزى فرموده اند
          "
1. در صحبت‌هاي آقاي آذركيش و نيز آقاي ابرين به شخصي به نام بليده اشاره مي‌شودكه آقاي مهرنهاد پس از ملاقات در دوبي از ايشان پول گرفته. آقاي آذركيش اين ‏شخص راعضو حزب دموكرات بلوچستان و آقاي ابرين مسئول جبهه متحد بلوچستان معرفي كرد. اينشخص طبق گفته‌هاي هر دو نفر در تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي نيز به ‏كرات حضور داشته. اينكه جبهه متحد بلوچستان جمهوري‌خواهان فدرال چنين عضوي نداشته دال بر اين نيست كهشخصي با اين هويت در يكي از احزاب مختلف خارج از ‏كشور فعاليت نمي‌كند. (احتمال آنموجود است كه اين شخص آقاي ناصر بليده‌اي سخنگو و مسئول حزب مردم بلوچستان باشد). بهرحال در تلاشم تا در اولين فرصت با ‏يافتن شخصي كه در مصاحبه به وي اشاره شده درمورد صحت ادعاي مطرح شده از وي سوال كنم."

          منطقى به نظر ميرسد که اولأ ايشان به عنوان يک روزنامه نگار مسئول به نمايندگى از رسانه گروھى معتبرى که ملت ھلند را نمايندگى ميکند٬ و مخارج آن را ملت ھلند نيز تقبل ميکند و خود ايشان نيز يکى از پرادخت کنندگان مخارج اين سازمان ھستند٬ چون ايشان نيز به دولت ھلند ماليات پرداخت ميکنيد٬ در مقام دفاع از اين دو مصاحبه دھنده بر نيايند و جانب بيطرفى علمى بدون نظر خصوصى را رعايت کنند٬ ايشان در اينجا در مقام دفاع از اين دو و در صدد توجيح نا آگاھى اين دو بر آمده اند که بدور از شأن يک روزنامه نگار حرفه اى است.  

         دومأ – فرموده اند "2. در مورد اتهامات وارده به آقاي مهرنهاد و ايرادي كه در تعدادي از كامنت‌ها بهعدم وجود منبع گرفته شده بايستي عرض كنم كه تمام صحبت‌هاي آقاي ابرين و همين ‏طورآقاي آذركيش بر اساس شنيده‌‌هايي بود كه در منطقه بلوچستان در بين قوميت‌ها رواجدارد"
        منطق روزنامه نگارى٬ اصل بيطرفى و اصول معقول حرفه روزنامه نگارى حکم ميکند که منابع بايد موٽق با ارائه شواھد باشند٬ ھر اظھار نظرى که با منطق کنار بيايد٬ ويا حوادٽ به طور منطقى کنار ھم رديف شوند٬ لزومأ حقيقت و شواھد نيستند و بدون شواھد قابل قبول نيستند.
ھيچ روزنامه نگارى گزارش خودرا بر مبناى شنيده ھاى کوچه و بازار که آقاى گودرزى ذکر کرده اند٬ تھيه نميکند و اين نوع شنيده ھا ارزش خبرى و بخش در رسانه اى معتبر مٽل زمانه را ندارند. به عنوان مٽال خود آقاى گودرزى را در نظر بگيريد٬ طبق منطق و دلايل ارائه شده٬ احتمال ميرود که آقاى گودرزى براى اداره اطلاعات ايران کار کند٬ زيرا نظرات اداره اطلاعات و ايادى آن را پخش ميکند و در صدد دفاع از آنھا است٬ ولى عملأ اينطور نيست و حقيقت ندارد حال آنکه با منطق گزارش کنار مى آيد٬ اين فقط يک ضعف شيوه انتخاب است و نه اٽبات کار کردن براى اطلاعات ايران.

       در ادامه مطلب ديگر آقاى گودرزى ميخوانيم که " مضاف بر اينكه اين گفته‌ها توسط آقاي مولوي عبدالحميد،‌امام جمعه مسجد مكي،رئيس حوزه علميه اهل سنتو رهبر ديني اهل سنت جنوب شرق كشور كه پيگير وضعيت ‏پروندهآقاي مهرنهاد بودند( و به شخص ايشان نيز از طرف مسئولان قضايي قول داده شده بود كهآقاي مهرنهاد اعدام نخواهد شد و به زندان طويل‌المدت محكوم مي‌شود) و ‏همين طور آقايمحمود براهويي‌نژاد، همكار آقاي عماد باقي در انجمن دفاع از حقوق زندانيان وروزنامه‌نگار بلوچ كه پيگير وضعيت پرونده آقاي مهرنهاد بوده‌اند و هر ‏دو تا حدي ازمواد پرونده مطلع، مورد تاييد قرار گرفته است. در مورد رقم دقيق اين مبلغ نمي‌تواناضحار نظر كرد اما بنا به گفته شش نفر از فعالاني كه من با آن‌ها ‏گفتگو كردم دراينكه اصل مبلغ دريافت شده شكي نيست. و اما در سراسر گزارش سعي كردم روي اين نكتهتاكيد كنم كه به فرض آن كه وي با ريگي ديدارهايي داشته و ‏پولي دريافت كرده، تماميروند دادرسي وي غيرعادلانه و نقض آشكار حقوق شهروندي متهم محسوب مي‌شود."

  در اينجا آقاى گودرزى در مقام دفاع از مصاحبه دھندگان خود بر مى آيند که خارج از اصول و وظيفه روزنامه نگارى است٬    من در تماسى با نماينده غير رسمى آقاى مولوى عبدالحميد امام جمعه مسجد مکى جوياى اين نقل قول آقاى گودرزى شدم و سعى کردم که با آقاى محمود براھويى نژاد تماس بگريم ولى امکان پذير نشد٬ نماينده آقاى مولوى عبدالحميد تأييد گفته ھاى مصاحبه دھندگان آقاى گودرزى را تکذيب ميکنند٬ و دوستان و آشنايان آقاى محمود براھويى نژاد حاضر به مصاحبه دادن نشدند و طبق گفته آنھا آقاى محمود براھويى نژاد به کسى از ۸ ماه پيش که به قرار وٽيقه از زندان به عنوان يک خبرنگار زندانى٬ آزاد شده اند٬ ممنوع المصاحبه ھستند و به کسى مصاحبه نداده اند و مصاحبه نخواھند داد و نقل قول از آقاى براھويى نژاد را تکذيب ميکنند. ھم نماينده مولوى عبدالحميد و ھم دوستان آقاى براھويى نژاد حاضر به انتشار تکذيبيه در اين مورد شدند ولى من از آنھا خواستم که خودرا در گير مشکلات بيشتر با اداره اطلاعات و پرونده سازى و خداى ناکرده اعدامھاى ديگرى نکنند. زيرا برادر کوچک ۱۶ ساله شھيد يعقوب مھرنھاد٬ ابراھيم مھرنھاد در حال حاضر به ھمراه چند نفر ديگر از نوجوانان صداى عدالت در زندان زاھدان به سر مى برند٬ بدين ترتيب از صدور تکذيبيه صرف نظر شد. به نظر ميرسد که يکى از مشکلات اساسى بلوچھا عدم دسترسى به وکيل مدافع و عدم رعايت قانون اساسى جمھورى اسلامى ايران٬ عدم طى مراحل قضايى براى احکام اعدام٬ و حقوق شھروندى بلوچھا و خودسرانه عمل کردن نيروى انتظامى٬ اداره اطلاعات و کار گزاران جمھورى اسلامى ايران در بلوچستان و سيستان است. به نظر ميرسد٬  اگر قانون اساسى فعلى جھمورى اسلامى ايران اندکى در سيستان و بلوچستان رعايت شود٬ ھمه مشکلات و ابھامات در مورد پرونده ھا از بين خوھد رفت.

 

       قسمت سوم جوابيه آقاى گودرزى ادامه ميدھد " 3. و در نهايت در مورد چگونگي اعدام آقاي مهرنهاد و دور از ذهن بودن دريافت اين مبلغ توسط ايشان. متاسفانه نكته‌اي كه تمام مصاحبه‌شوندگان به آن اذعان داشتند ( و اين مسئله را مي‌توان با مشاهده به وبلاگ آقاي مهرنهاد و دقت در تيترهايي و عكس‌هايي كه از ايشان درج شده تا حد زيادي دريافت) بلندپروازي آقاي مهرنهاد و علاقه ايشان به شهرت و البته ثروت بود كه با اين قسمت‌ها را در اديت نهايي گزارش حذف كردم و تنها يك جمله كوتاه از آقاي ابرين باقي گذاشتم كه اشاره به خواست آقاي مهرنهاد براي مطرح شدن داشت. مضاف به اينكه بهترين تحليل ممكن از اعدام آقاي مهرنهاد را يكي از فعالان بلوچ ارائه داد كه با توجه به مشكل پيش آمده بين ريگي و يعقوب مهرنهاد، وي كه پشتوانه مسلحانه‌اي نداشت و در پي اعدام وي اقدام تلافي‌جويانه از سوي جندالله صورت نمي‌گرفت به نوعي وجه‌المصالحه قرار گرفت بين اطلاعات و عبدالمالك ريگي. چنان كه چند روز پس از اعدام وي جندالله اعدام كرد مايل است با دولت ايران وارد مذاكره رسمي شود.

4. آقاي آذركيش و همين طور آقاي ابرين از فعالان خوشنام بلوچ هستند و به دليل سابقه آن‌ها در انجام فعاليت‌هاي مدني و دانشجويي از گفته‌هاي اين دو در گزارش استفاده كردم. اگر نه همان طور كه اشاره كردم اين موارد از سوي تعدادي ديگر هم مطرح شد. نسبت دادن عناويني ناشايست نظير آنچه در بعضي كامنت‌ها آماده كار درستي نيست. باشد كه در فضاي احساسي همواره منطقي بيانديشيم و عمل كنيم"

        در اين مورد بايد از آقاى گودرزى براى صادر کردن حکم محکوميت علاقه به شھرت و ٽروت را انتقاد کرد.

علاقه به شھرت و ٽروت خواست ھمه انسانھا است٬ حتى انسانھايى که ادعاى ميکنند پيگير ماديات نيستند ولى واقعيت اين است که ھمه ما براى ٽروت کار ميکنيم٬ بنا بر اين ٽروت را دوست داريم٬ به ھمين دليل ھميشه در صدد پيداکردن شغل بھتر و راھھاى بھتر تحصيل ٽروت ھستيم٬ شھرت ھم از اين قاعده مستٽنى نيست٬ زيرا ٽروت خود به خود شھرت مى آفريند٬ پس دليلى ندارد که از شھيد مھرنھاد براى رسيدن به شھرت و ٽروت انتقاد کرد و مطرح شدن٬ تحصيل ٽروت و شھرت نيز نبايد حکم اعدام به ھمراه داشته باشد.
       به نظر ميرسد که ما ايرانيھا بسيار احساساتى ببار آمده ايم و زمانى که  درگير يک موضوعى ميشويم٬ وسعت ديد ما کاھش مى يابد و اصول ديگر را که بر موضوع اٽر ميگذارد از ياد ميبريم. اگر سازمان غير انتفاعى)(ن جى او) صداى عدالت و فعاليتھاى مدنى آن را در نظر بگيريم٬ در خواھيم يافت که اين سازمان با کمک مردمى اداره ميشود و مخارج فعاليتھاى آن از طريق کمک مالى مردمى تأمين ميشود٬ منطقى و اصولى  است که ھر سازمان غير انتفاعى از مردم٬ دولت٬ سازمانھاى غير انتفاعى ديگر٬ شرکتھاى خصوصى٬ خارج از کشور و داخل کشور کمک مالى دريافت ميکنند٬ باز تأکيد ميکنم که آقاى مھرنھاد از کسى خصوصأ از غرب پول دريافت نکرده است٬ لطفأ به بيانيه مطبوعاتى حزب مردم بلوچستان و آقاى ناصر بليده اى و بيانيه مطبوعاتى جبھه متحد بلوچستان جمھوريخواھان فدرال و آقاى جمشيد اميرى توجه فرماييد که لينک ھردوى اين بيانيه ھا از طريق کليک کردن به اين لينک موجود است(حزب مردم بلوجستان و آقاى ناصر بليده اى٬ جبھه متحد بلوچستان جمھوريخواھان فدرال و آقاى جمشيد اميرى)

آگر فرض کنيم٬ اگر چه فرضى محالى است که شھيد مھرنھاد پولى دريافت کرده است٬ صرفأ به دليل اصل دريافت کمک مالى از مردم براى انجمن صداى عدالت بودن است و نه براى ٽروت اندوزى و به شھرت رسيدن بوده است.

ھزاران مؤسسه غير انتفاعى نظير انجمن صداى عدالت در ايران وجود دارد و  ھمه کمک مالى از داخل و از خارج دريافت ميکنند٬ ھمه بينادھا٬ انجمنھايى نظير ارتقاء کيفيت زندگی ايرانيان٬ انجمن آرامش سبز٬ انجمن ارتقاء سلامت جامعه٬ انجمن آريا٬ انجمن آميتاب و ھزاران ان جى او ديگر(ليست بعضى از ان جى او ھا) ٬ ھمه اين ان جى او ھا و بنيادھا از داخل و خارج پول دريافت ميکنند ولى ھيچکدام متھم به دريافت پول از کسى نميشوند٬ محاکمه و اعدام نميشوند٬ و به جاى محاکمه و اعدام٬ تشويق ھم براى انجام کارھاى خير از طرف دولت و مردم ميشوند.

        شايد مشکل اساسى اين باشد  طبق يک قانون نا نوشته٬ يک بلوچ حق داشتن يک بنياد غير انتفاعى ندارد٬ شايد يک بلوچ حق ارتقاء و توسعه انسانى جامعه بلوچستان در ايران را ندارد٬ و شايد ھم آنھايى که سعى در قانونى جلوه دادن اعدام شھيد مھرنھاد به اين قانون نانوشته استناد ميکنند.

       اما غير منصفانه ترين بخش دفاع آقاى گودرزى در اين قسمت از جوابيه ايشان است که مى گويد:

". مضاف به اينكه بهترين تحليل ممكن از اعدام آقاي مهرنهاد را يكي از فعالان بلوچ ارائه داد كه با توجه به مشكل پيش آمده بين ريگي و يعقوب مهرنهاد، وي كه پشتوانه مسلحانه‌اي نداشت و در پي اعدام وي اقدام تلافي‌جويانه از سوي جندالله صورت نمي‌گرفت به نوعي وجه‌المصالحه قرار گرفت بين اطلاعات و عبدالمالك ريگي. چنان كه چند روز پس از اعدام وي جندالله اعدام كرد مايل است با دولت ايران وارد مذاكره رسمي شود.

"
       در مقام يک روزنامه نگار نبايد کلماتى نظير" بھترين تحليل ممکن" براى کاشت ايده گناھکار بودن مھرنھاد استفاده شود. در اينجا اعلام علاقه جنبش مقاومت مردمى ايران و شخص عبدالمالک ريگى براى مذاکره با دولت ايران چيز تازه اى نيست٬ جنبش مقاومت مردمى و آقاى عبدالمالک ريگى در گذشته بارھا موضوع علاقه مندى خود با مذاکره با دولت ايران٬ و حل مناقشه نقض حقوق مردم بلوچ ايران را از طريق مسالمت آميز و مذاکره اعلام کرده اند٬ و مذاکرات جنبش مقاومت مردمى ايران ھميشه وجود داشته است و گاھى پيشرفت داشته و گاھى به بن بست رسيده است.

   به نظر من عدم اقدامات تلافى جويانه جنبش مقاومت مردمى و آقاى عبدالمالک ريگى بعد از شھادت شھيد مھرنھاد اين است که جنبش مقاومت مردمى ايران در صدد ٽابت کردن اعلاميه خود براى عدم تماس با شھيد مھرنھاد و عدم عضو بودن و ارتباط داشتن شھيد مھرنھاد با جنبش مقاومت مردم ايران است و نه به دليل وجه المصالحه قرار گرفتن شھيد يعقوب مھرنھاد  بين اطلاعات و جنبش مقاومت مردمى ايران است.  زيرا جنبش مقاومت بارھا اعلام کرده بودند که آنھا ھيچ رابطه اى با شھيد مھرنھاد نداشته و با انجمن صداى عدالت ھيح رابطه اى ندارند.

     در خصوص وجود ويديو ملاقات شھيد مھرنھاد با آقاى عبدالمالک ريگى  که اگر وجود داشته باشدو اگر ويديوى مونتاژ و ساختگى از طريق روش گولد- کى نباشد٬ و اگر ما اعتبار و حيٽيت دروغگويى اداره اطلاعات را ناديده بگيريم٬ حتى اگر به نوعى جعلى ھم نباشد٬ بايد گفت که ھمه ما اصول آزادى بيان و آزادى مطبوعات را از ياد برده ايم. يک روزنامه نگار٬ حق ملاقات با ھر منبع اطلاعاتى را دارد٬ و بستگى به منبع دارد که حاضر به ملاقات بشود يا نة٬ ولى اين يکى از اصول اوليه آزادى مطبوعات است که بايد رعايت شود٬ اگر ويديوى وجود داشتن باشد٬ بنا بر استفاده از اصل آزادى مطبوعات است که اين حق شھيد مھرنھاد به عنوان يک روزنامه نگار بود که با عبدالمالک٬ با فيدل کاسترو٬ مقام معظم رھبرى ايران٬ رييس جمھور ايران٬ جورج بوش٬ اسامة بن لادن٬ ملا عمر٬ ايمن زھاوارى٬ مسعود رجوى ملاقات و مصاحبه کند٬ و در اين ھيچ ايرادى نيست٬ آنھايى که ويديوى شايد جعلى ملاقات شھيد مھرنھاد با عبدالمالک که اگر وجود داشته باشد را٬ دال بر مقصر بودن شھيد مھرنھاد ميدانند٬ اصل آزادى مطبوعات و آزادى و تجلى بيان را ناديده ميگيرند و در صدد محدود کردن حقوق اساسى روزنامه نگارى و آزادى بيان ھستنند. ھمه ما آگاھى داريم که آقاى دان رادر و تيم خبرنگارى وى٬ روزنامه نگار امريکايى از تلويزيون سى بى اس در جنگ اول خليج فارس امريکا در سال ۱۹۹٠-۱۹۹۱ ميلادى بر عليه عراق و صدام حسين٬ از طريق کويت و از مسير ارتش امريکا و ھمراھى با ارتش امريکا تا مرز عراق٬ به مدت دو ماه در خط اول جبھه عراق رفت و گزارش تھيه کرد ولى بعد از برگشتن به امريکا از عراق٬ ھيچ پرونده اى بر عليه او و ھمراھانش بسته نشد٬ و ھيچگونه اتھامى به او و ھمراھنش زده نشد٬ بر عکس بيشتر رسانه ھاى امريکايى از گزارشھاى او استفاده کردند و ايشان پاداش نيز گرفت. ھمين آقاى دان رادر با اسامة بن لادن و ايمن الزھاوارى قبل از يازده سپتامبر ملاقات داشته بود٬ آقاى مرحوم گلستان و روزنامه نگاران بى بى سى در عراق و در مناطق تحت کنترل عراقيھا گزارش تھيه ميکردند ولى ھيچگونه اتھامى به آنھا زده نشد و از پيشتازان آزادى مطبوعات و آزادى بيان بودند و ھستند. تام بروکا از رسانه معتبر امريکايى ان بى سى٬ مرحوم پيتر جينينگ از رسانه معتبر اى بى سى ھمه با بعضى از رھبران القاعده٬ طالبان در افغانستان ملاقات داشته اند و گزارش تھيه کرده اند٬ بسيارى از خبرنگاران غربى نظير خبرنگاران  بى بى سى٬ آى تى ان٬ سى ان ان با مقتداى صدر رھبر شورشيان عراقى٬ و بعضى از سنيھاى عراق که با ارتش امريکا ميجنگند ملاقات داشته اند ولى کسى اتھام ھمکارى و تأسيس شاخه فرھنگى ھيچکدام از اين جنبشھا و رھبران آنھا را به اين روزنامه نگاران نزده اند. چى شده که يکباره تفحص شھيد مھرنھاد که اگر وجود داشته باشد عملى غير قانونى تلقى ميشود و مجازات مرگ به ھمراه داشتن باشد و حتى روزنامه نگارانى که عمرى را در مبارزه براى آزادى مطبوعات سپرى کرده اند٬ از وجود يک ويويى قلابى و مونتاژ به ھيجان آمده اند٬ اصل آزادى مطبوعات را از ياد برده اند و شھيد مھرنھاد را زير سؤال ميبرند.

 

 

پيام اميد

payamomidvar@yahoo.com

۱۸ اوت ۲٠٠۸