در پاسخ به انتقاد آقاى رحيم بلوچستانى
"
نگاھى به مقاله فدراليسم پيام اميد۔"

بايد از آقاى بلوچستانى به دليل  نکته سنجى ايشان تشکر کنم که در گسترش درک مفاھيم به من  يارى ميکنند.

قبل از پرداختن به انتقاد آقاى بلوچستانى بايد عرض کنم که من خودرا موظف به جواب دادن به سؤال شما " در غير اينصورت لطفاً بيشتر توضيح دھند که چرا در کشور ايران کٽيرالمله بجاى مردم ايران "ملت ايران" و بقول بعضى " ملت سياسى ايران" بکار برده شود۔ " نميدانم٬ زيرا من نه مخترع واژه "ملت ايران" ٬"ملت سياسى ايران " ھستم و نه مخترع واژه 'دولت-ملت" يا به قولى " Nation State" ھستم. و نه ادعاى اختراع اين واژگان و تئورى را دارم٬ اما درک من از مقوله ملت-دولت چيز ديگرى است که در صدد نوشتن مقاله اى جداگانه در اين باره ھستم. اما برگرديم به انتقاد شما که بر من روشن نيست. ولى اگر به جمله انگليسى توجه کنيد٬ ماده ۷٠ بند ۱ کلمه " multinational state " را بکار برده است که در انگليسى کٽيرالمله معنى ميشود٬ کلمه national ملى معنى ميدھد و nation ملت معنى ميدھد و قصد من فقط ترجمه حرفه اى آن بود و من قصد وارد شدن به مقوله ملت-دولت را نداشتم و ھدف اين مقاله نيز وارد شدن به اين مقوله نبود. ھدف فقط شناسايى اھداف اقليت مليتھاى ساکن ايران بود که در کنگره مليتھاى ايران فدرال جمع شده اند٬ اگر توجه داشته باشيد من ھميشه در مقالات خودم از کلمه اقليتھاى ملى ساکن ايران بجاى اقليتھاى قومى استفاده ميکنم که حاکى از اعتقاد من به ملت بودن اقليتھايى است که در ايران زندگى ميکنند ھمانطور که آگاھى داريد در جواب به يکى از مقاله ھاى آقاى محمد امينى نوشته بودم که اقليت ملت عرب ايران با داشتن ۲۲ کشور مستقل عرب٬ زبان٬ دولت وملت٬ قوم و قبيله شناخته نميشود بلکه ملت است٬ و ھمين مٽال را براى آقاى امينى در مورد ملت ترک که داراى چندين کشور مستقل است آورده بودم٬ که ترکيه يکى از ملتھاى ترک است٬ آذربايجان(مستقل)٬ ترکمنستان٬ قزاقستان٬ قرقيزستان نمونه ھايى از ملت ترک ھستند. ولى مقوله ملت-دولت گرفتار سوء تعبيرھاى افراطيان اقليتھاى ملى ساکن ايران و ناسيوناليستھاى فارس و شوونيستھاى فارس و شوونيستھاى بلوچ٬ کرد٬ ترک٬ عرب٬ ترکمن و غيره شده است. در اينجا فقط يک اشاره مختصر به اين مقوله ملت-دولت ميکنم که تا آنچه در مورد سوء تعبير و سوء استفاده مقوله ملت-دولت در بالا گفتم وزن بيشترى داده باشم. مقوله ملت-دولت اصلأ و ابدأ در رابطه با کى ملت ھست و کى دولت است نيست و ربطى به ملت بودن يا نبودن مجموعه اى از انسانھا ندارد.  مقوله ملت-دولت در مقابل حکومت و  سرف٬ حاکم و برده٬ حکومت و رعيت٬ امت و امامت٬ امت و خليفه به وجود آمده است و نه در راستاى تعريف ملتى که بايد از يک ملت ديگر جدا شود و اعلام استقلال کند. اين تعريف من در آوردى دو قطب مخالف ھم يعنى اقليتھاى ملى ساکن ايران و شوونيستھاى فارس و پان ايرانيست است. مقوله ملت-دولت رابطه مردم با دولت را در بردارد و تشريح ميکند و زمانى به جود آمد که دموکراسى در غرب جنبشى نوپا بود و به اين معنى که در نظام قديم حکومت و رعيت٬ مردم و ديکتاتورى شاھى٬ امت و امامت٬ امت و خليفه٬ مردم تابع حکومت بودند٬ تمام قوانين بدست حکومت٬ حاکمان٬ پادشاھان٬ امامان٬ خليفه ھا وضع ميشد و رعيت و امت مجبور به اجرا و اطاعت از آن بودند٬ ھيچ انسانى در تدوين قانون و قانون گذارى نقش نداشت اگرچه اين قوانين بر مردم و زندگى آنھا تأٽير مستقيم داشت٬ و ھمه مردم بدون چون و چرا تابع اوامر حاکم٬ پادشاه٬ امام٬ و خليفه بودند و از آنھا اطاعت ميکردند. ولى با انقلابات دموکراتيک در غرب رابطه حاکم با رعيت عوض و کاملأ معکوس شد به اين معنى که مردم چه به طور مستقيم و چه به نمايندگى از طرف مردم(نماينده مردم در مجلس) مستقيمأ قانون وضع ميکنند و دولت يا ھمان حاکم بدون چون و چرا اوامر و قوانين مردم را اجرا ميکنند٬ به زبانى ساده تر يعنى در نظام قديم مٽل فئوداليته مردم تابع فئودال٬ حاکم٬ پادشاه٬ امام و خليفه بودند ولى در يک نظام ملت-دولت حاکم٬ پادشاه٬ امام٬ خليفه تابع مردم ھستند و راوبط کاملأ معکوس شده است. ملت-دولت فقط ھمين است و ربطى به که ايران کٽير المله باشد يا نباشد ندارد. ولى دو طرف از نا آگاھى مردم سوء استفاده ميکنند تا اھداف خودرا به پيش ببرند و شايد خود دو طرف نيز درک درستى از مقوله ملت-دولت نداشته باشند و آن را به نفع منافع خود تفسير ميکنند.  پس مقوله ملت-دولت يعنى دولت از مردم اطاعت ميکند و ربطى به بلوچ ملت است٬ يا کرد٬ ترک٬ عرب ملت است و ايران کٽيرالمله است يا نيست٬ ندارد.  درست به دليل ھمين تعريف است که سران اتحاد جماھير شوروى مردم آن را ملت اتھاد جماھير شوروى خطاب ميکردند و آن را يک 'Nation State " ميگفتند زيرا بعد از انقلاب کارگرى در تئورى دولت تابع ملت بود ٬ اگرچه در عمل شايد کاملأ معکوس بود و مبين آن بود که پادشاه تزار و درباريان او بر مردم حکومت نميکردند و اين مردم بودند که بعد از انقلاب اکتبر بر خود حکومت ميکردند و دولت نماينده مردم بود و قوانين مردم را اجرا ميکرد. طبق اين تعريف شما جاى بلوچ٬ کرد٬ ترک٬ عرب و غيره را پيدا کنيد و يک اسم بھترى براى آن پيدا کنيد.

پيروز باشيد

 

پيام اميد

payamomidvar@yahoo.com

ژوئيه ۲٠٠۸