مقاومت مسلحانه يا مبارزه مسلحانه

 

آيا فرقى بين مقاومت مسلحانه و مبارز مسلحانه ھست؟

اين سوألى است که ھمه ما با آن درگير ھستيم و به گمان من جواب درستى براى آن نيافته ايم٬ ما بلوچ ھا اعتقاد به مبارزه مسالمت آميز براى رسيدن به حقوق خود داريم و تا حد امکان از اصول آن نيز پيروى کرده ايم و ميکنيم٬ زيرا پيروى از اصول مبارزه مسالمت آميز منطقى ترين راه حصول حقوق سياسى اجتماعى است. مسلمانان بوسني و ھرزگووين در سالھاى ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ نيز از اين اصل پيروى کردند٬ و به مدت ۳ سال قربانى سربھاى ناسيوناليست شدند٬ تا جايى که نزديک به دويست ھزار نفر از مردم بوسنى بدست جلادان ناسيوناليست سرب قتل عام شدند و اتحاديه اروپا و امريکا به تحريم تسليحاتى مردم بوسنى ادامه داد٬ وقتى که اتحاديه اروپا و امريکا دست از تحريم تسليحاتى مردم بوسنى برداشت ديگر خيلى براى قربانيان اين جنگ جھنمى دير شده بود ولى مردم بوسنى با امکانات تسليحاتى اندکى که داشتند توانستند جلوى قتل عام صدھا ھزار انسان ديگر را بگيرند. مسلمانا بوسنى به مبارزه مسلحانه روى نياورده بودند که يک ديکتاتور را براندازند بلکه از جان خود دفاع ميکردند و کسى نميتوانست آنھا را تروريست بخواند چونکه مبارزه مسلحانه نميکردند بلکه مسلحانه از مردم خود در مقابل ھجوم و حمله ناسيوناليستھاى سرب دفاع ميکردند. بنابر اين براى جھان و سازمان ملل متحد منطقى بود که حق دفاع مسلحانه مردم بوسنى را به رسميت بشناسند. ما بلوچھا در ايران سرنوشت مشابھى با مسلمانان بوسنى داريم٬ ما به ايران حمله نميکينيم و نکرده ايم بلکه تشيع٬ امامت و امت به مردم بلوچ يورش آورده است که بنياد بلوچ و مذھب سنى را در بلوچستان از بيخ بکند. ما مردمى صلح طلب٬ قانع به آنچه که درايم و دور از دغدغه ھاى سياسى ھستيم٬ اين رژيم ملايان امام زمان است که به خانه و مسجد ما ھجوم آورده است٬ اين سربازان گمنام امامت و امام زمان ھستند که جوانان بلوچ مارا به جوخه اعدام و چوبه دار ميفرستند. اين شياطين ولى فقيه ھستند که کودکان بلوچ را به رگبار مسلسل مي بندند٬ اين مأموران ولي فقيھ ھستند که کشتن بلوچھا را مصلحت نظام ميدانند. ھر انسانى حق دارد از خانه خود٬ زندگى خود٬ از خانواده خود٬ از سرزمين خود دفاع کند٬ چه اين دفاع مسلحانه باشد يا مسالمت آميز. قانونھاى جنايى غربى اعم از آمريکا و اروپا به  شھروندان خودشان حق دفاع مسلحانه را ميدھند٬ به عنوان مٽال در آمريکا اگر به منزک کسى تجاوز شود٬ صاحب خانه حق دارد که مھاجم را به رگبار ببندد و محاکمه نيز نشود. براى دفاع از حقوق شھروندان است که در آمريکا شھروندان اجازه حمل سلاح دارند. اين نوع دفاع٬ مبارزه مسلحانه ارزيابى نميشود. آمريکا و اروپا به خود اجازه ميدھند که تروريستھا را در ھر کجاى دنيا که باشند نابود کنند٬ چرا؟ براى اينکه از کشور خود٬ شھروند خود و از خانواده خود دفاع کنند. پس چرا بلوچ اجازه دفاع از سرزمين٬ شھروند و خانواده خود را نداشته باشد.

ما بلوچھا به ايران حمله نکرده ايم٬ ما ھيچ بخشى از خاک ايران را اشغال نکرده ايم بلکه رژيم ولايت سفيه است که به ما حمله ور شده و

قانونھاى جھل و عصر حجر را بر ما تحميل ميکند و ھيح راھى براى اعتراض مسالمت آميز و مذاکره براى ما نگذاشته است٬ ھمه راھھاى گفتگو را بسته است٬ بنابر اين تنھا راه گفتگو با اين رژيم جھل وجنايت٬ مقاومت مسلحانه است٬ به فعاليتھاى بلوچھا در اعتراض به ستمھاى ملى٬ مذھبى٬ فرھنگى٬ اجتماعى و سياسى مبارزه مسلحانه گفته نميشود بلکه مقاومت مسلحانه گفته ميشود٬ چونکه اين رژيم سفاک فقط به مقاومت مسلحانه جواب ميدھد.

تا امروز تنھا راه گفتگو با سردمداران رژيم ولايت سفيه مقاومت مسلحانه است. دولت جمھورى اسلامى  حتى اجازه فعاليت خيريه و امدادى به بلوچھا براى کمک رساندن به افراد آسيب ديده طوفان گونو را در بلوچستان نداد٬ که تصور چنين رفتارى براى ھر انساى که از ھر مسلک و مرامى باشد امکان بذير نيست. چرا به سازمانھاى امدادى و خيريه بلوچ اجازه فعاليت کمک رسانى نميدھد؟

مقاومت مسلحانه بلوچھا تحت ھيچ منطقى قابل محکوم کردن نيست٬ تا زمانى که مقاومت مسلحانه بلوچھا شکل تھاجمى بر عليه دولت ايران نگيرد به اين معنى که بلوچھا وارد نبرد مسلحانه براى تسخير شھرھاى ايران فارس نشين ايران نشوند٬ مقاومت مسلحانه بلوچھا

طبيعت تدافعى خواھد داشت و ھيح دولت و سازمانى آنھا را مقصر براى دفاع از خود نخواھند دانست. و بلوچھا امکانات حمله تھاجمى به

شھرھاى ايران نيز ندارند.

اين بايد دليل ما بلوچھا باشد که جنگ ما با جمھورى اسلامى مقاومت بر عليه ستم ملى٬ مذھبى٬ سياسى٬ اقتصادى و اجتماعى است و يک

مقاومت دفاعى است و نه تھاجمى٬ و مقاومت مسلحانه حق طبيعى ماست.

 

 

پيام اميد

 

سپتامبر ۲٠٠۷