بلوچستان در روزنامه هاى يکصد سال پيش ايران

دکتر افشین پرتو

 

بلوچستان سرزمینی ست ایرانی که امروز پاره های گسترده ای از آن در کشورهای پاکستان و افغانستان قرار دارد. در این سرزمین، مردم ایرانی نژاد بلوچ زندگی می کنند

بلوچ ها بی گمان و بر پایه ی پژوهش های تاریخی، پیش از اسلام در شمال باختری ایران و بر بلندی های البرز باختری در دو سوی قزل اوزن و سپیدرود می زیسته اند و در سده ی سوم هجری در هنگامه ی جابه جایی بسیاری از باشندگان آن دیار بر پایه ی بایسته های تاریخی همچون زازاها ـ که امروزه در پاره های باختری ترکیه زندگی می کنندـ آغاز به کوچ نموده و پس از گذشتن از میانه ی بامواره ی ایران به کرمان رسیده و پس از چندی باشندگی در آن سامان، خود را به سرزمین امروزی خود رسانده اند. همسانی واژگانی زبان بلوچی و زبان های گیلکی و تالشی و آذری و زازاکی بر این اندیشه مُهر پذیرش می زند.

بلوچ ها از سده ی ششم هجری در دیار امروزی بلوچستان به زندگی پرداختند و در رویدادهای تاریخی ایران از آن زمان در آن پاره از ایران تأثیر فراوان داشتند. هیچ کس نمی تواند نابودی اشرف افغان به دست آنان را فراموش کند. بودن بلوچ ها در سرزمین های مرزی ایران و هند و کرانه های شمالی دریای مکران و جنوب خراسان، سبب پدیدآیی رویدادهای فراوانی در بلوچستان شد.نیمه ی دوم دوران فرمانروایی قاجارها و ناتوانی چیره بر ایران به سبب ناکارایی دولتمردان آن فرمانروایی و در بند افتادن ایران میان ستیزه ی توان جویانه ی روسیه و انگلیس، بلوچستان را که در همسایگی هندِ زیرِ فرمان انگلیس بود به دیاری پر ماجرا تبدیل نمود و آگاهی از آن چه که در آن می گذشت برای پی بردن به تاریخ این سرزمین بایسته است.

روزنامه ی ایران که در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار توسط محمدحسن
خان اعتمادالسلطنه از سال 1288 هجری منتشر شد، از منابع آگاه از رویدادهای ایران در آن زمانه است. این روزنامه در خود خبرهایی درباره ی رویدادهای پاره های گوناگون ایران داشت. خبرهای بلوچستان ـ که زیر فرمان فرمانروای گماشته شده از سوی دربار تهران در کرمان اداره می شدـ در این روزنامه زیر عنوان اخبار کرمان چاپ می شدبرای آگاهی از نگاه آن روزگار به بلوچستان و رویداده هایش هم زمان با بسته شدن قرارداد گلداسمیت، نگاهی به خبرهای روزنامه ی ایران می اندازیم:

 

شماره 77 /یکشنبه 22ذی الحجه الحرام
سال1288هجری

چون مملکت بلوچستان قدیماً ملک مخصوص ایران و در اداره ی
حکّام کرمان بوده است و کم کم به واسطه ی ظهور حوادث و انقلاباتی که در دولت ایران دست داد و ضعف حکّام کرمان به درجه ی اعلا رسید، اختیار تامّه و تسلّط کامله ی حکّام کرمان در صفحات بلوچستان رو به نقصان گذاشت. در زمان سلطنت خاقان مغفور فتحعلی شاه و شاهنشاه مبرور محمّد شاه اعلی الله مقامها(1) حکّام کرمان بعضی لشکرکشی ها به حکم دولت ایران به صفحات بلوچستان می کردند. از بعضی محالات مالیات و خراج می گرفتند و در بعضی جاها اجرای نظم و تسلّط می نمودند، ولی آن طور که لازمه ی نظم کامل و اخذ خراج و مالیات حسابی بود، کاملاً از عهده ی تسلّط حکّام کرمان خارج بود.

تا در این دولت عظمی به حکم محکم اعلی حضرت اقدس همایون شاهنشاهی ادام
الله دولته و شوکته(2) حکّام کرمان لشکرکشی های بزرگی به ممالک مزبوره کرده و تا جاهایی که لشکرهای پیش به واسطه ی سوء تدبیر صاحب منصبان و حکّام نتوانسته بودند برسند رفته، اغلب ممالک بلوچستان را به طور قدیم متصّرف و اهالی آن جا را کمافی السابق به رعیّتی و اطاعت دولت ایران واداشتند و شهر بمپور را که در بلوچستان شمالی معظم ترین بلاد آن جاست مقرّ حکومت و ایالت قرار داده و هم چنین مملکت مکران را که معتبر و کمال آبادی دارد و نخلیات خرما و از هر قسم محصولات هند در آن جا لاتعدّ و لاتحصی به عمل می آید و پایتخت و حاکم نشین آن جا معروف به قصرقند است الی بنادر کنار دریای آن جا را به حیطه ی تصرّف و تملّک آوردند.

نظر به این که حکّام و
رعایای آن صفحات قدیماً رعیّت ایران بوده اند و چشم داشت هر قسم رعایت و عطوفت از دولت متبوعه ی خود داشتند و اطاعت و انقیاد را فرار از حوادث دانستند، بالطّوع و الرّغبه کاملاً مطیع و منقاد گردیدند. ولی چون مملکت بلوچستان از ممالک وسیعه است برای بقای نظم آن جا وصول مالیات و خراج، لازمه ی حزم و احتیاط دولت این بود که همیشه اردوهای بزرگ در آن صفحات در گردش و به اقتضای وقت طوایف وحشی و ایلات تربیت نشده ی شریر ممالک بعیده ی آن جا را تنبیه و تأدیب نماید. به همین ملاحظات قشون ایران در آن صفحات در حرکت بود.

نظر به این که ممالک مزبوره به سرحدات
هندوستان قرب جوار دارد، دولت انگلیس اولاً به واسطه ی دوستی کاملی که با دولت ایران دارد، ثانیاً به جهت رواج تجارت و مراوده ای که تبعه ی آن دولت با اهالی بلوچستان و خان کلات دارند، هم به جهت آسودگی ممالکی که به سرحدات هندوستان نزدیک اند، چنان مقتضی دید که حدود ممالک شرقیّه ی ایران معیّن شود، که هر روز اسباب زحمت و گفت وگو به میان نیاید. دولت ایران چون خیال پیش رفتن را زیاده از این در نظر نداشت با خیال و اظهار دولت انگلیس با کمال میل همراهی نمود و میرزا معصوم خان نایب وزارت خارجه را با بعضی از مهندسین مأمور و جنرال گل اسمیت(3) و بعضی از مهندسین نیز از طرف دولت انگلیس سال گذشته مأمور شدند و در آن سرحدات گردش کرده و نقشه ی آن را برداشتند که تفصیل آن در روزنامه های آتیه مرقوم خواهد شد.

نتیجه ی این
تفصیل و خلاصه ی این مقدّمات این است که بندر چاه بهار که از بنادر مکران و در نقشه ی مزبوره جزء خاک ایران است، اعراب مسقط به خیالات ایّام فطرت که تسلّط حکّام کرمان و بلوچستان را کم می دیدند و بعضی دست اندازی ها و خودسری ها در آن فرضات و بخصوصه در بندر مزبور می نمودند و قشون ایران را این اوقات از آن نقاط دور دیدند، باز به خیالات فاسده ی سابقه افتاده، بندر مزبور را تصرّف کردند.

از قرار اخبار
تلگرافی که از راه هندوستان رسید، در چهارم    ذی الحجه الحرام قشونی که وکیل الملک حاکم کرمان و بلوچستان برای دفع اعراب مزبور فرستاده بود، جنگ سختی با اعراب مسقط کرده همه را بیرون نموده، بعضی از راه دریا فرار کرده و اقلی گرفتار و کشته شده اند و بندر چاه بهار را که ملک مخصوص دولت ایران است، قشونِ دولت مجدداً تصرّف کرده اند. هر وقت هم خبر مکتوبی از وکیل الملک که حالا با قشون شایسته در بلوچستان است رسید در روزنامه مرقوم و منطبع خواهد شد.

چنان چه دولت انگلیس برای آسودگی
صفحات بلوچستان و بلاد متّصله به خاک هندوستان اقدامی کرده است و قرار خطّ سرحدی داده شده است، مقتضی این است که اعراب خودسر را هم از تعرّض به بنادر متعلّقه به خاک ایران از دریا منع شدید نماید، والّا باز حالت امنیّت کلیّه ی ممالک بلوچستان و سایر بر هم خواهد خورد و خطّ سرحدی که تازه معیّن شده است، معدوم خواهد گردید.

 
شماره82/جمعه نوزدهم شهر محرم الحرام1289 هـ
.

از قرار
اخباری که از بلوچستان رسیده است وکیل الملک حاکم کرمان و بلوچستان در این سفر که خود به سرکشی حدود بلوچستان رفته ضبّاط(4) و اقطاع بلوچستان را برای نظم و عمل هذه السنه ی پیچی ئیل از این قرار معیّن نموده است:

ضابطه ی امور بمپور را به
عهده ی محمّد خان بمی مرجوع داشته، بلوکات جالق و دزک و ایرافشان و بندپشت[بم پشت] را به امیر دلاور خان دزکی واگذار نموده، بلوک سرباز و مکران و سواحل دریای مکران را به حسین خان ناروئی نامزد کرده، بلوک پشته و فنوج و مسکودبان(5) را به چاکرخان ناروئی سپرده، ضابطی بلوک سرحد را به به عیدخان سرحدی گذاشته، چانپ و سورمیج را به امیراولیا خان محوّل داشته، بلوک سب را به آزادخان مرجوع نموده، بلوک مگس را به پسندخان گذارده، جادکال[جدگال] و دشت ماری[دشتیاری] را به محمّد علیخان، قراء اطراف بمپور بزمان، فهرج و دمن[دامن] و اتبر [ابتر] و اپرندجال را به منسوبان ابراهیم خان سرتیپ واگذار نموده، ضابط بلوک لاشار طلب خان را معیّن داشته است.

شماره85/پنجشنبه دوّم شهر صفرالمظفّر 1289 هـ
.

از قراری که در
روزنامه ی اردوی وکیل الملک نوشته بودند امنیّت در صفحات بلوچستان شایع است. چند باران نافع در بمپور و عرض راه بلوک سرباز آمده است. در منزل چشمه سواران نیز برف و بارانی نازل شده و موجب تعجّب مردم بلوچستان بوده است و رعیّت آن صفحات اطمینان تام به فضل و انعام حضرت واهب العطا به هم رسانده، به دعای دوامِ دولتِ جاوید فرجام می پردازند. وکیل الملک حکمران آن صفحات در نظم امور بمپور اهتمامات لازمه مرعی داشته است.

قورخانه ی(6) ارگ بمپور که تازه ساخته اند بسیار خوب بوده و از اسباب
قورخانه از سرب و باروط(7) و فشنگ و گلوله های کاسه دار و ساچمه های توپ و تفنگ و شمخال(8) و خمپاره ی ممتاز موجود بوده است. درباره ی قورخانه چیان مهربانی نموده و انعام داده بودند و بعضی را تبدیل نموده اند و به حساب قورخانه رسیدگی کرده و قورخانه چیان سنه ی ماضیه را با مال سواری رخصت خانه داده و صاحب منصبان و تامین های توپچی و سرباز ساخلو(9) ارگ بمپور را خلعت و انعام دادند و امیدوار نمودند و به جهت سربازان ساخلو علاوه بر بناهای سال گذشته قدغن(10) نموده است چند اطاق(11) بسازند.

سیورسات(12) یک ماهه از غلّه ی خالصه ی بمپور به توپچیان و سربازان
فوج شوکت و فوج گرمسیری و غلامان بکشلو و جمازه سواران(13) رودباری و جبال باوزی و بمی و نرماشیری و سابقی و بامری و عبداللّهی و دامنی و کلکلی و برهان زهی و سرحدی و تفنگچیان ردیف بلوچستان داده اند و از راه سرباز که از بلوکات بزرگ بلوچستان است، روانه ی مکران نمودند.

در منزل فهرج خوانین بلوچستان را احضار و شفاهاً
اظهار داشته که رای مبارک اعلی حضرت شاهنشاهی و نیّتِ همایونِ اقدسِ ظلّ اللّهی خلّدالله ملکه و سلطانه آسایش رعایا و آرامش برایا(14) و رفاه حال قاطبه ی اهالی ممالک محروسه عموماً و حدود بلوچستان خصوصاً بوده و هست. إن شاءالله در سایه ی حمایت و رعایت(15) شاهنشاه اسلام پناه در مساکن خویش بی تزلزل و تشویش متوقّف(16) باشید و از صدمت صحرانوردی و بی آذوقگی و تفرقه ایمن و غیر خائف خواهید بود. در اوقاتی که اردوی همراهی من به این صفحات می آیند، به هرجا وارد شوند در استقبال و داد و ستد با اهالی اردو ماذون و در کمال اطمینان خواهید بود که وجهاً من الوجوه کسی را قدرت بی حسابی نخواهد بود، بلکه در حق فقراء و ضعفای شما رعایت و جانبداری ملحوظ و منظور خواهد شد.

امیر اولیا خان ضابط چانپ و بعضی ریش سفیدان و ایل
و الوس(17) آن ها که در عرض راه بلوک سرباز و قلعه ی قصرقند مکران منزل داشتند، تمامی را خلعت داده و از پیش فرستاده تا مردم بلوچستان را امیدواری دهند و نگاهداری نمایند که نظم و شوکت اردو را مشاهده نکنند و قلوب خود را از وحشت خوف و هراس خالی دارند. و بعد از این هنگام عبور اردوها تفرقه و فتوری بر آن ها وارد نیاید و از داد و ستد و بیع و شری با اهالی اردو خوفناک نباشند. بدین جهت عسکر به هر طرف حرکت می نمودند رعایای بلوچیّه به استقبال آن ها می آمدند، چنان که اهالی بلوک سرباز که همیشه هنگام عبور اردو و سرباز دل ها باخته و از مزارع و منازل خود چشم پوشیده، تفرقه می شدند، در این نوبت برخلاف سابق از اردو استقبال نموده و برای اهالی اردو چیزی را که برای فروش داشتند، آورده بودند و از نظم و قاعده ی اردوئیان کمال شکرگزاری داشته اند.

وکیل الملک شخصاً با آن ها ملاطفت و احوال پرسی نموده و
به اطفال آن ها پول داده بود و از محاسن اتّفاق این که در عرض راه از عساکر منصور کسی تلف نشده و بعضی که مریض شده بودند، میرزا بزرگ نوّاب حکیم باشی آن ها را معالجه نموده است.

شماره 179/شنبه بیست و دوّم شهر جمادی الثانی سال 1290
هجری

از قراری که در روزنامه ی کرمان نوشته اند، بحمدالله تعالی از بخت بلند
اعلی حضرت کیهان بسطت همایون شاهنشاهی خلّدالله ملکه و سلطانه امور کرمان و بلوچستان در نهایت انتظام است.

وکیل الملک حکم ران آن ایالت در صدد انجام
خدمات دیوان اعلی و انتظام امور آن مملکت نهایت مواظبت منظور می دارد.

ابراهیم خان نایب بلوچستان را بر حسب امر اولیای دولت جاویدان، جمازه
سوار و سرباز مأمور سیستان نموده بودند.  چون به بخت همایون اقدس شاهنشاهی امر آن سامان با سهل وجوه به صلاح آمده صمصام الملک در حکومت استقلال یافت. او را رخصت معاودت داد و به بلوچستان مراجعت کرد.

 

1 - 
بلند شود
مقامشان

2- 
ادامه یابد نیک بختی و بزرگیش

3-
گلد اسمیت

4-
ضباط جمع ضابط است و ضابط به حاکم و والی و گرد آورنده و محاسبه کننده ی مالیات
گفته می شود.

5-
مسکوتان

6- 
اسلحه خانه، زرّادخانه

7- 
باروت

8- 
اسلحه ی آتشی سپُر که سربازان در گذشته به کار می
بردند.

9- 
پادگان
                             

10-
تأکید
                    

11-
اتاق

12-
خواربار و زاد و علوفه ای که
از روستاهای بر سر راه، برای عبور لشکر گرد می آوردند.

13-
سوار بر شتران
تیزرو

14-
مردم
                               

15-
مهربانی، بنده
پروری

16-
ایستنده
                            

17-
طایفه، قبیله،
جماعت

برګرفته ازhttp://www.sawl.blogfa.com/