ازما است که بر ما است

بنده از نقد مقالاتم نه اینکه  نارخت نمیشوم بلکه خوشخال هم میشوم چون میگویند همه چیز را همگان دانند وحالا باعرض پوزش از دوست گرامی اقای پیام امید مدارکی  را در رد  مقالات من بنام بلوچستان در گذر زمان تهیه نموده وانرا در سایت پهره منتشر نموده اند                    وی استناد ش را کتبی معتبربنام مسافرت نامه بلوچستان وکرمان نوشته عبدالحسین میرزا فرمانفرما قرار داده ونوشتهای وی  را یک اثر ارزشمند تاریخی سیاسی جغرافیائی

 

وجانورشناسی وگیاه شناسی بلوچستان میداند ومیگویند بروایت بسیاری از کتب تاریخی ایران عبدالحسین میرزا را یک مردبا سواد زبان دان ومتجدد میدانند ولی بنظر من اگر این نوشتها مربوط به نامبرده میباشد ونویسنده ای دیگر ونا اگاه بنام وی کتابی جعل ننموده من

او را یک جاعل ودروغگو میدانم وبدون شک اوهم مثل اصلافش دروغ و تقیه را جزاصول دینش میداند بهر صورت بنظرم اثر او ارزشمند نیستند بلکه فاقد هر گونه ارزش تاریخی برای ملت بلوچ بلوچستان میباشند        

 

 وحالا من بسیار مختصر بچند موارد ذکر شده درکتاب نامبرده  وهمچنین به ایرادات واشکالاتی که برادرم پیام امید مطرخ کرده اند فهرست وار پاسخ میدهم

1-  در مورد دستگیری سردار حسین خان شیرانزهی فرزند محمد علی خان بنده هم بعرض رسانده بودم وی همراه دلاور خان بزرگزاده در پهره دستگیربزندان کرمان منتقل میشوند

ودر زندان کرمان  پسر دلاور خان بر اثر بیماری وبا فوت میکند نه پسر سردار حسین خان

واین روایت از دلاور خان بر جا مانده زمانیکه مامور زندان بزندانیان خوش خبری داد که

 

دعا کنید که دوتا از پسران فرمانفرما را وبا گرفته واو عهدکرده که اگر فرزندانم از بیماری شفا پیدابکنند تمام زندانیان را ازاد میکنم همه زندانیان دست بدعا میشوند ودلاور خان بزبان بلوچی سراوانی میگوید ( الله چی من یک چه ای دو ) وگویا دعای دلاور خان مستجاب میشود ودو پسر فرمانفرما فوت میکنند خالا ما کدام را باور بکنیم دعای دلاور خان وفوت پسر او را ویا فوت پسرسردار حسین خان ونذر صدگوسفندی که در کتب معتبرمسافرت نامه بلوچستان وکرمان ذکر شده  عزیزان سردار حسین خان تنها دو پسر داشته از دوتا زن

 

 یکی سردار سعید خان معروف است که از طرف دولت قاجار بعنوان والی بلوچستان تعین شده بودند ومرکز حکومتی وی شهر گه ( نیکشهرامروزی ) بوده مادر وی حواهر                      میرغلام محمد بلیده ای ساکن گه بوده واز میر غلام محمد هم نسلی بر جا مانده که بزرگ خاندان ان اکنون فردی است  بنام رسول بخش بلیده ای ساکن انبگ گه وهم چنین ازسردار حسین خان وسردار سعید خان نسلی بر جا مانده واکنون یکی از نوههای ایشان                      بنام محمد خان شیرانی  ساکن درشهر گه میباشد  وپسر دوم سردار حسین خان مدت خان نام داشته واز ایشان هم اولاد زیادی بر جا مانده  ایا نمیشود جریان را از بازماندگان انها تخقیق نمود وباید بکتاب عبدالحسین میرزا مراجعه کرد این را همه میدانند که سردارحسین خان فرزند سومی نداشته که در زندان کرمان فوت کرده باشد فوت پسر سردار حسین خان در زندان کرمان واقعیت ندارد عزیزان ما باید بدنبال کتب معتبردشمن باشیم که برای ما تاریخ                        نوشته اند  ایا اعتبارکتب

 

 

نویسندگان درباری فقط این است که تاریخی را جعل کرده اند که در صفخه فلان چنین مواردی ذکر شده وباید نقل قول ورثه نامبردگان ومعطلعین مخلی که  در متن رخدادها ی روزان زمان  بوده اند مردود دانست این است قضاوت نسل جوان ما که نوشتار یک ظالم را ارزش مند میداند بله برای خکمرانان وشوئنیستهای پارس ارزشمند هستند چون انها برنامه حاص سیاسی خود را در طول زمان دنبال  کرده ومیکنند نه رخداداهای بلوچستان را انطوریکه بوده بیان              میکنند هدف نهائی چنین

 

نویسندگانی فقط  ثابت نمودن حاکمیت خودبر بلوچ بلوچستان است واینهمه گذاشتن تاریح جعلی در کتب خود بحاطر خفظ خدود وثغور ایران بزرگ است  وقبول کردن طوق بندگی وبردگی    ما مردم بلوچستان را میخواهند ثابت بکنند                                                                   هوشیار باشیم فریب نقل تاریخهای جعلی راکه در کتب هایشان ذکر نموده اند نخوریم

 

 

2- وخالا به مواردی که بصورت سئوال از طرف اقای پیام امید مطرخ شده جواب داده میشود

میفرمایند در زمان محمد علی خان ناروئی کلمه شیرانزهی هنوز اختراع نشده بود

ج- بنظرم از هر شیرانزهی وناروئی سئوال بشود که شما چه نسبتی باهم دارید میگویند ما از یک نسل هستیم وشیرخان ونارو دو برادر بوده اند ورثه شیر خان بنام شیرانزهی وورثه نارو بنام ناروئی معروفند وهم اکنون یک منطقه کوهستانی وجود دارد بنام نارو وجزبلوچستان شرقی میباشد سردار اریان خان ناروئی که  درسال 1988 من وی رادر کراچی ملاقات نمودم اظهار

 

 

داشتند من هم اکنون در منطقه نارو سکونت دارم ومیگویند قبر جد ما شیر خان در نارو میباشد واین ملاقات زمانی بود که تازه پسر حاجی بلوچ خان شهبخش با دختر سردار اریان ناروئی ازدواج کرده بودند عزیزجان کلمه شیرانزهی ناروئی بدرازای عمر این طایفه میباشد که شاید بچندین قرن میرسد نه در زمان سردار حسینخان شیرانزهی  اختراع شده عزیز جان در سیستان خانوارهای زیادی است که فامیلی شان شیرانزهی وهمچنین در نیمروز افغانستان                   ایا سردار حسین در سیستان ونیمروز زنی گرفته واز وی در ان خدود نسلی بجامانده           بنام شیرانزهی

 

عرض میکنم ایا میدانید که والده رستم میرلاشاری خوانده مشهور ساکن سوئد از شیرانزهی های سیستان است که ساکن قلعه نو میباشند وشاید دها خانوار شیرانزهی درقلعه نوزابل ساکنند وفامیلی شان شیرانزهی ایا خبر دارید فردی بنام منوچهر شیرانزهی ساکن یوتبری سوئد از شیرانزهی های قلعه نو زابل است ایا میدانید مهناز شیرانزهی ساکن سوئید از شیرانزهی های نمیروز است پس برادر من انصاف داشته باش کلمه شیرانزهی در زمان سردار حسین خان اختراع نشده وبصدها وشاید هزار ها سال بر میگردد

 

 

3-  میگوئید سردار محمد علی خان پسر مهراب خان خاکم گه را کشت وبه گه وبنت مسلط شد ایا این منبع شما همین کتاب فرمانفراما میباشد نمیشود از ورثه محمد علی خان که در قید حیاتند سئوال کرد که ایا حاکم گه در زمان محمد علی خان کشته شده ویا در زمان مهراب خان پدر وی وایا منکر این خقیقت هستید که میر مرادبک لاشاری بدستور مهراب خان  بوسیله   سالا راگی کشته میشود ومتعاقب ان مهراب خان هم در اسپکه بدست سران طوایف لاشار کشته میشود

 

 وبپاس این فداکاری میر احمد خان لاشاری پسر عموی میر مرادبک  سه رشته از پر اب ترین قنات منطقه لاشار را بسران قبایلی که در قتل مهراب خان نقشی ایفا کردند وانتقام گرفتند

هنوز ان قنوات بنام گورخلج وبن رود وشهریری اباد و مالک ان ورثه همان طوایفی میباشند بنام جاوشیری وازباغی وسردارزهی واکنون جمعیت چندین هزار نفری از انها بجا مانده و بزرگ کوچک میدانند که این سه رشته قنات بعنوان پاداش به اجداد  انها واگذار شده ولی افسوس یا دسترسی بتخقیق را ندارید ویا نمیحواهید بدانید تا خط بتلان بر کتب استعمارگران کشیده بشود

 

4- میفرمائید  شواهدی به منقرض شدن حکومت ملکها بدست شیرانزهی ها نیست

ج- مسلما کتابی در این مورد نوشته نشده ولی ورثه هر دوفامیل یعنی شیرانزهی وملک وختی ورثه بارانزهی هم میدانند که حکومت ملکها بدست سعید خان شیرانزهی اول که از سیستان مهاجرت کرده بودند منقرض میشود از این سه فامیل صدها خانوار بر جا مانده وبر این امر متفق القولند وهمچنین سایر بزرگان ومطلعین مخلی مگر اینکه ما به واقیتهای تاریخی خود

 

اهمیت ندهیم وبدنبال کتب نویسندگان پارسی باشیم وتاریخ مستند خود را که سینه بسینه بما منتقل شده انها را بی ارزش وفاقد مشروعیت بدانیم وتاریخ خود را از لابلای کتابها دشمن جستجوکنیم که سندیت را فقط  نوشتن تاریخی جعلی ودروغی در کتابی بدانیم عزیز جان از خکومت هفتصد ساله ملکها در بنپور در کتابی بنام تاریخ صد ساله ایران ذکری بمیان امده وهم چنین یادم هست  بنظرم حدود سالهای 84 الا 85 میلادی بود که در ماهنامه راج زرمبش بنام بلوچستان که در کراچی منتشر میشد نسحه ای بدست من رسید که از حکومت  هفتصد ساله ملکها دربلوچستان حکایت میکرد   

 

5-  میفرمایند در کتب تاریخ بلوچستان در گذر زمان ابهاماتی هست که شاید بر طرف

کردن ان از طرف کسانی که با حکومت سردار سعید خان بلیده ای اشنائی دارند هست

ج- من این ابهام را برای شما بر طرف میکنم اگر کسی پیدا شد وگواهی داد که در اواخر حکومت قاجار فردی بنام سعید خان بلیده ای در گه وسرباز ویا جای دیگر حکومت کرده

در ان صورت من اعتراف میکنم که تمام نوشتار ومقالاتم که منتشر شده اند داستان سرائی ورومان نویسی میباشد ولی اگر دربلوچستان ودر مناطق مورد نظر کسی گوای نداد که در این مقطع زمانی سعید خان بیلده ای وجود نداشته شما هم باور بکنید که کتب فرمان فرما فاقد ارزش تاریخی برای ما مردم بلوچستان میباشد

 

6-  میفرماید در زمان سردار سعید خان مهراب خان بارکزهی در سرباز حکومت میکرده

ج- اگر از خانواده بارکزهی فردی پیدا شد که بگوید جد ما بنام مهراب خان در این مقطع زمانی در سرباز خکومت کرده باز هم من بنوشتارم مشکوک میشوم ما در زمان سردار سعید خان مهراب خانی نداشته ایم که در سرباز خکومت کرده باشد

7-  وباز میفرمائید در سرباز امیر درا خان حاکم بوده واثری از حسین خان وچاکر خان شیرانزهی دیده نمیشود

 

ج- جل الخلایق نفرمودید امیر درا خان از چه فامیل واز چه قبیله ای  بوده که بنظرم هیچ بلوچی از خکومتی وی اطلاعی ندارد عزیز جان زمانیکه حکومتی سرباز به سردار                       چاکر خان واگذار شد

مدت کوتاهی پس از ورود انها فردی بنام غلام محمد سگاری که از طایفه رند بوده اند

حاضر به اطاعت از نامبردگان نمیشوند که در نتیجه غلام محمد همراه هیچده نفر توسط سردار حسین خان بقتل میرسند مسلما در منطقه سگار بازماندگانی از مقتولین وجود دارد که شاهدی زنده بر این مدعا هستند منطقه سگار در غرب پارود واقع شده میشود از اهالی انجا تخقیق نمود ودیگر اینکه زمانیکه سردار چاکر خان خاکم سرباز بودند با حواهر شاه جهان کرد

 

حاکم مگس بنام بی بانوک ازدواج میکنند سردار چاکر خان برای عروسی از فنوج به مگس نیامده بود بلکه از سرباز به مگس رفته اند واز سردار چاکر خان وحواهر شاه جهان کرد اولادی بر جا مانده ودر فنوج ساکنند ولی افسوس که میل تخقیق ندارید

 

8-  میفرمائید بعد از امیر درا خان که فامیلی واصل نصب  وی را  مشخص نفرمودید               میگوئید  رستم خان بارانزهی دزکی جد دوست محمد خان در سرباز حکومت میکنند

ج- ایا نمیشود از ورثه دوست محمد خان سئوال کرد که ایا درست است جد شما بنام رستم خان در سرباز حکومت کرده بنظرم هیچ بارانزهی خاضر بگفتن چنین ادعای بی مورد ودور از خقیقتی نمیشود  

ایا شما بلوچستان در گذر زمان قسمت هشتم را مطالعه فرموده اید که شرخ خال رستم خان بطور مفصل از قول نوهایش بیان شده من تعجب میکنم این اطلاعات نادرست را از کجا واز کتاب کدام نویسنده استحراج نموده اید که حود بارنزهی ها خبر ندارند ومیشود در صورت

صحت مطالب از انها مژدگانی گرفت

 

9-  میفرمائید سردار محمد علی خان ضابط باهو وبندر گتر بوده ودین محمدخان ضابط

کوچه وجعفر خان وملک محمد خان ضابط پشته ودلاور خان ضابط مگس

ج- به این موارد  حوب توجه بکنید اولا محمد علی خان هیچ وقت ضابط باهو وبندری بنام گتر نبوده اند دوما پسران محمد علی خان یکی سردار چاکر خان است ودیگری سردار            حسین خان اول پسران چاکرخان یکی جعفر خان بوده ویکی عبدالله خان                           ودیگری ملک محمد خان           

 

 ایا امکان دارد سردار محمد علی خان جد اقایان جعفر خان وملک محمد خان همزمان ودر یک مقطع زمانی ضابط مناطقی بوده باشند  ایا از نظر سنی وزمانی بعقل جور در میاید که نوه وپدر بزرگ همزمان باشند  وشاید چنین اتفاق هم بیفتد ولی باید بدانیم که اقایان سردار چاکرخان وسردار حسین خان کجا بوده اند که فرزندان انها ضا بط مناطقی بوده اند تا انجائیکه من میدانم وبنظرم کلیه اهالی فنوج وپشته بر این باورند که ملک محمد خان کاری بکار حکومتی نداشته نامبرده بدنبال کار کشاورزی بوده

 

ومیتواند در زمان حیات خود هفت رشته قنات در اطراف فنوج اباد بنماید وهم اکنون سه تا از نوههای ایشان در انگلیس ساکنند  بنام اقایان دکتر عظیم شیرانی ودیگری اقای                   غلام رضا ملک زهی که مادر ایشان دختر ملک محمد خان است  وهم محمد امین میرلاشاری از طرف مادر نوه ملک محمد خان است نمیشود از نامبردگان در مورد ضابطی اجدادشان سئوالی کرد تا انجائیکه من ومردم فنوج  هم بطور یقین خبر دارند سردار جفرخان پس از مرگ پدرش سردار چاکر خان بخکومتی فنوج میرسد وهمچنین سردار                                       چاکر خان سالها پس از مرگ پدرش محمدعلی خان بخکومتی سرباز وبعدا فنوج میرسد  وباید باور کرد که نمیشود مردگان سالها پیش با زنده هاهمزمان از طرف دولت قاجار عنوان ضابطی  درمناطقی داشته باشند                                                                                           واز طرفی من که سنم هفتاد سال است برای اولین بار میشنوم که  بزرگان وسرداران ما از طرف دولت قاجار لقب ضابطی داشته اند بنظرم القاب ضابط وناظم وصوبدار هم اکنون در کشور پاکستان رایج است وچنین لقبی تا کنون نه دربلوچستان رایج بوده ونه درایران            ونه  حالا کسی مفتخر به این القاب است نمیدانم  این القاب را فرمانفرا در کتابش ذکر نموده که لقب حاکمی ومیری سرداری را شایسته قوم بلوچ ندانسته ویا این القاب پاکستانی را پیام عزیز جهت تخقیر وتوهین به بزرگان قوم خود  اختراع نموده

 

10  میفرمائید ناظمی بنپوررا اقا خان محلاتی به محمد علی خان واگذار میکند   

 ج- حکومتی بنپور بطور ارثی به محمد علی خان میرسد چون وی فرزند مهراب خان بزرگ است ونوه سعید خان اول پایه گذار حکومت شیرانزهی در بنپور که بطور مشروخ وقایع را در قسمتهای گذشته بلوچستان در گذر زمان بعرض عزیزان رسانده ام وجای هیچ گونه ابهامی نیست اگر تخقیق بشود وبکتاب جناب فرمانفرما توجهی نشود تخقیق از بازماندگان سه طایفه

 

یعنی شیرانزی ملک وبارانزهی وهمچنین از بزرگان وریش سفیدان منطقه که از تاریخ اطلاعی دارند بعمل بیاید جای شکی باقی نمیماند که اقاخان میار وپناهنده محمد علی بوده نه سر پرست وخکمران بنپور                                                                                                   عزیزان چرا در تاریخ گجر ها از سعید خان اول ومهراب خان بزرگ نامی برده نشده چون در زمان حکومتی نامبردگان دولت قاجار هیچ تسلط واطلاعی از بلوچستان وبنپور نداشته  وختی پیش از زمان سعیدخان اول در زمان  ملک شاهجهان اخرین خکمران بنپور وپدرش ملک دینار وجدش ملک میرزا هیچ خبری ونفوذی از دولت قاجاردر این زمان هم نبوده

 

فقط جهت خالی نبودن تاریح جعلی شان در هر مقطع زمانی افرادی مثل فرمانفرا کتبی در باره بلوچ بلوچستان تخریرنموده وبقول معروف تا سر تهه قضیه را جمع جور کرده باشند تا کسی نگوید بلوچستان در زمان فلان سلسله ازاد ومستقل بوده وهمیشه نویسندگان مغرض بدروغ   سندی وتاریخی را در کتابی جعل وتخریف کرده اند وبرای روز مباد نگه داشته اند                                              

 تا ثابت بکنند که بلوچستان همیشه تخت خاکمیت ما بوده عزیزان همین تاریخ نویسان مغرض

در نوشتار خود میگویند بهرام خان بارکزهی ودوست محمد خان هم از طرف دولت بخکومتی پهره بنپور تعین شده اند ایا این واقعیت دارد اگر این واقعیت دارد  پس همه اسناد ونوشته های انها صحت دارد همه ملت ایران بر این باورند که تاریخ ایران سرا پا جعل و تخریف  است و من بلوچ باید بگویم کتاب فرمانفرما ارزشمند است فقط بخاطراینکه تاریخهای را جعل نموده      وبرای نمونه عرض میکنم اگر دولت قاجار درزمان مهراب خان بزرگ نفوذی داشت

 

هیچ وقت سعید خان رودباری حاکم کهنوج که او را طایفه ای دیگر از حکومتی عزل کرده بودند نامبرده بجای رفتن بکرمان وکمک حواستن از دولت مرکزی بطرف بنپور میاید پس در زمان مهراب خان دولت قاجار در منطقه رودبار جیرفت هم تسلطی نداشته تا چه رسد

 

ببلوچستان  واگر دولت مرکزی قدرتی داشت  سعید خان  ببنپور نمیامد ومیار مهراب خان نمیشد تا در پس گرفتن قلعه کهنوج وبخکومت رساندنش به او کمک بکند و با کمک ولشکر کشی مهراب خان بود که سعیدخان بحکومتی بر میگردد واولین ازدواج بین طایفه شیرانزهی وطایفه مالکی پس از تصرف قلعه کهنوج وبقدرت رساندن سعید خان مالکی صورت میگیرد وسعید خان مالکی دخترش بنام بی بی جمال حاتون را بعقد مهراب خان                                 درمیاورد وثمراین ازدواج                                            

 

سردارمحمد علی خان است که در زمان وی بود برای اولین بار در تاریخ بلوچستان قلعه بنپور تصرف میشود وقوای دولت قاجار در ان مستقر میشود و برای مدت مدیدی مامورین قاجار خکومتی بنپور ومکران را در اختیار میگیرند وباز درزمان نوه محمد علی خان بنام سردار سعید خان پسر سردار حسین خان دوباره حکومتی پهره بنپورومکران بوی واگذار میشود

 

 وسردار سعید خان از طرف دولت قاجار بعنوان والی بلوچستان تعین میگردد شرخ وقایع را در قسمتهای گذشته بتفصیل بیان کردم واگر کسانی به نوشته های من توجهی نمیکنند چون من منبع خود را کتابها ونوشتهای مغرضین ودشمنان ملت بلوچ ذکر نکرده ونمیکنم و بعضی از دوستان فقطه موارد ومطالبی را که با ذکر تاریخ وصفخه فلان کتاب باشد درست میدانند در

 

صورتیکه بنظر میرسد نودپنج در صد تاریخهای ذکرشده در اکثر کتابها یشان جعلی ومن در اوردی میباشد که من ذکر چنین تاریخی را مردود میدانم واظهارات بدون تاریح مطلعین        را وارد ومستند میدانم چون میتوانید بکتابهای نویسندگان معاصرمراجعه بکنید که جلوچشم ما دروغ مینویسند وتخویل ما میدهند

 

ضمنا تا پیش از حکومت پهلوی شناسنامه وتاریخ تولیدی هم برای مردم مطرح نبوده وفقط علمای دینی در بلوچستان  تاریخ هجری قمری را بخاطر ماه مبارک رمضان ودیگر موارد ضروری بیاد داشته اند واکثر مردم بتاریخ تولد هم کاری نداشته اند واز ان بی اطلاع بوده اند ولی ثبت خوادث ورخداها درسینه بعضی از بزرگان وعلاقندان                                         بتاریخ بدرستی وروشنی مشاهد میشود                                             

 

  در ضمن عزیزان بدانند هیچ اجباری واسرار التماسی در کار نیست که بنوشتار من بها داده شود ومرا مورد تشویق تحسین  قرار بدهند  من هراطلاعاتی که درحافظ دارم انرا امانتی از ملت بزرگ بلوچستان میدانم قول میدهم  بدون سئو استفایده وغرض وکم زیاد تخویل نسل خود وایندگان بدهم قبول کردن ونکردن نوشتار من نفعی وضرری متوجه من نمیکند ومن بعنوان یک بلوچ بیسواد انچه وظیفه خود میدانم انجام داده ومیدهم

 

 ضمنا از سعید خان مالکی یا رودباری نسل زیادی بر جا مانده که بنام طایفه مهمی ومالکی در کهنوج رودبار معروفند ودر انجا ساکنند میشود واقعیت را از باز ماندگان سعید خان رودباری جویا شد چون بازماندگان هر قوم قبیله ای وحتی خانواده ای میتواند شاهد زنده ای برای رویدادها وسرگذشت اجداد وگذشتگان خود باشند همانطوریکه کتاب اقای فرمانفرما برای بعضی معتبر است اظهارات بزرگان ومطلعین هر منطقه ای هم میتواند معتبر باشد

 

  

11- میفرمائید ملک شمس الدین از گنجعلی خان شکست میحورد وتسلیم میشود وحکومت انجا به ملک میرزا صفاری واگذار میشود

ج – اولا در جنگ گنج علی خان شکست میخورد ومفتضحانه بطرف بم فرار میکند این موارد را بزرگان وطایفه ملک اظهار میکنند وهمچنین استاد قادر بخش ابسالان شاعر وتاریخدان معاصر اهل وساکن بنپور در شعرش بنام من بلوچم دران شعر از شکست گنجعلی خان خبر میدهد اشعار ایشان در انترنت وبسیاری از سایتها موجود است میشود انرا پیداکرد وبه ان باور داشت بیشتر از این وقت عزیزان را نمیگیرم و با بیان این مثل بلوچی سخن را کوتاه میکنم

 میگویند ( فلانی سروپدن کنت ) یعنی سررا گذاشته بدنبال رد میگردد                              خکایت ما هم عین همین مثل میباشد  چون من سر را نشان میدهم دوستان دنبال رد میگردند

 

  امید است هیچ گونه سئو تفاهمی بوجود نیاید ومن شحصا به اقای پیام امید بدید ه اخترام نگاه میکنم موفقیت کلیه  جوانان بلوچستان ارزوی قلبی من است                                          واز دوستان انتظار دارم در قسمت نظریات خود جانب ادب را نسبت بهر شخصی رعایت بکنند که این نشان دهند شخصیت فرد  ودانش او میباشد

                                             موفق باشید عبدالکریم بلوچ