به عبارت دیگر: گفتگو با مصطفی هجری

مصطفی هجری، مهمان برنامه به عبارت دیگر، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، یکی از قدیمی ترین حزب های سیاسی ایران است، حزبی زاده دمکراسی ناپایدار دهه 1320 خورشیدی. او می گوید حزبش با همه تجارب تلخ سیاسی و قتل سه رهبرش در مقاطع مختلف همواره کوشیده است که وابستگی کردستان به ایران را فدای شیفتگی ملی و قومی نکند. این حزب مدتی است که شعار قدیمی "دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان" را با شعار "ایرانی دمکراتیک و فدرال" عوض کرده است. اعتراف به شکست برنامه های گذشته یا نگاهی نو به مسائل ملی در ایران؟ برای گفتگو با او به اینجا به پاریس آمده ام.

آقای مصطفی هجری به برنامه "به عبارت دیگر" خوش آمدید.

متشکرم.

آقای هجری، شما در کنگره سیزدهم حزبتان، حدود 7 سال پیش، شعار قدیمی حزب دمکرات کردستان ایران مبنی بر "دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان" را به "ایران دمکراتیک و فدرال" عوض کردید. چرا؟

واقعیت این است که قبل از این تاریخ، یعنی در طول این زمانی که ما شعار "دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان" را داشتیم، بیشتر بر این مبنا بود که مسئله خودمختاری و حکومت منطقه ای برای ملیت های ایران شاید بیشتر در کردستان است که خواهان دارد و مردم برای آن بیشتر مبارزه می کنند و عملا هم برای بدست آوردن آن مبارزه می کرده اند. در طول این سه دهه ای که ما بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی داشتیم برای آن مبارزه کرده ایم و حالا هم در این راه مبارزه می کنیم.

ولی برای بدست آوردن این هدف، در بخش های دیگر ایران، در مناطقی که ملیت های دیگر ساکن هستند، این مبارزه بصورت عملی وجود نداشت. شاید مردمانی بودند که این گرایش را داشتند، ولی هنوز ما نماد این مبارزه را به شکل آشکار نمی دیدیم.

یعنی شما درواقع به فدرالیسم از همان اول اعتقاد داشتید، می دانستید که این شیوه خوبی است، منتهی چون ملت های دیگر داخل ایران مبارزه نمی کردند و حقشان را نمی خواستند، درنتیجه شما فکر می کردید که در محدوده کردستان بمانید و این مسئله را مطرح بکنید؟

بله، درست است.

ولی اینطوری شاید دقیق نباشد، آقای هجری. شما می دانید که بلافاصله بعد از انقلاب، در ترکمن صحرا مردم خواهان یک نوع خودمختاری بودند، در بلوچستان تا حدودی این مسائل زمزمه می شد، در بین عرب ها در خوزستان زمزمه می شد، و همه اینها از قبل وجود داشت. شاید آن موقع اصلا مسئله فدرالیسم به فکر شما نرسیده بود.

                                              

نه. از همان آغاز فدرالیسم به فکر ما رسیده است و در مقدمه اساسنامه حزب دمکرات کردستان ایران، از همان آغاز نوشته شده است که فدرالیسم بهترین شکل حکومتی است برای کشورهایی که دارای ملیت های مختلف هستند. ولی به همان دلیلی که عرض کردم، ما برای فدرالیسم مبارزه نمی کردیم، چون از یک طرف، عرض کردم، به دلیل اینکه این مبارزه در مناطق دیگر وجود نداشت، و از طرف دیگر ما نمی خواستیم خودمان را نماینده ملیت های دیگر ایران به حساب بیاوریم و از طرف آنها حرف بزنیم.

این مبارزاتی که شما اشاره کردید، درواقع مبارزه دمکراسی خواهی نبود، و یا کمتر گرایش دمکراسی خواهی داشت. شما اطلاع دارید که آن موقع این مبارزات که در ترکمن صحرا و بخش های دیگر ایران بوجود می آمد بیشتر تحت تاثیر یک جو غالب چپ بود که دمکراسی در آنجا خیلی کمرنگ بود، و بیشتر تحت تاثیر ایجاد حکومت های کارگری نماد پیدا می کرد. درواقع نوعی مبارزه با جمهوری اسلامی بود ولی نه برای بدست آوردن خودمختاری برای ملیت هایی که در آنجا این مبارزات روی می داد.

حالا، آقای هجری، این فدرالیسم که شما از آن صحبت می کنید، دقیقا معنی آن چیست؟ دقیقا شما چه می خواهید؟ فرض کنید که استان یا ایالت فدرال کردستان بوجود آمده است، چه شکلی است؟ یعنی چه نوع سرزمینی است؟

اگر بخواهم این مسئله را بطورکلی توضیح بدهم، باید عرض کنم که آنچه که ما به دنبالش هستیم این است که در چارچوب ایران همه ملیت هایی که در جغرافیای خودشان ساکن هستند، در یک منطقه مشخص جغرافیایی ساکن هستند و یک ملیت را بوجود می آورند، اینها اداره حکومت محلی خود را داشته باشند و در چارچوب ایران مطابق قانون اساسی دمکراتیکی که در آینده تنظیم خواهد شد بتوانند در اداره امور کشور دخالت داشته باشند و شریک باشند.

این هدفی است که ما داریم و از آنجا سرچشمه می گیرد که در طول تاریخ هروقت حکومتگرانی از طرف حکومت مرکزی به کردستان گسیل شده اند که در آنجا حکومت بکنند، نه فرهنگ کردها یا ملیت های دیگر ایرانی را می دانند و نه اعتبار و ارزشی برای فرهنگ آنها و زبان آنها و اعتقادات آنها قایل هستند. درنتیجه بیشتر به جای اینکه خدمت بکنند باعث نفرت و آزار این مردم شده اند.

شما، آقای هجری، در یکی از مصاحبه هایتان صحبت از این می کنید که حزب شما بعنوان یک نیروی تاثیرگذار کردستانی می خواهد که در حد توانایی خودش ملیت های دیگر را دور هم جمع بکند و یک اتحادی تشکیل بدهد که براساس فدرالیسم جغرافیایی، همانطور که الان هم شما توضیح دادید، به مسائل ملیت های ایران بپردازد و خواسته هایشان را مطرح بکند. در این 16 سازمان سیاسی که شما اسم بردید و دور هم جمع کردید خبری از فارس ها نیست. چرا؟ اگر یک سرزمین و یک کشور فدرالی باشد آنها هم قاعدتا باید باشند.

کاملا درست است. از نظر ما، فارس ها هم یکی از ملیت هایی هستند که جمعیت ایران را بوجود می آورند. و ما با بسیاری از آنها تماس گرفته ایم، ولی متاسفانه مسئله به خود آنها برمی گردد. آنها بودند که تابحال نخواسته اند در این چنین اتحادی مشارکت داشته باشند. واقعیت این است که هنوز هم برای بیشتر هموطنان فارس مسئله فدرالیسم یا خودمختاری برای ملیت ها هنوز هم یک مفهوم بیگانه است و بیشتر تحت تاثیر القائات تبلیغات رژیم سلطنتی و رژیم جمهوری اسلامی هستند که همیشه سعی کرده اند بطور یک جانبه مسئله فدرالیسم یا مسئله حقوق ملی را به کشورهای بیگانه و به تجزیه طلبی وابسته کنند. به نظر من، رسوبات این نوع تبلیغات هنوز هم در پس فکر بیشتر هموطنان فارس وجود دارد.

ولی خوب، در این فاصله زمانی، تغییراتی هم بوجود آمده است. ما با بسیاری از هموطنان فارس نشست داشته ایم و از این مسئله فدرالیسم صحبت کرده ایم. الان کم نیستند آنهایی که به این مسئله علاقمند هستند.

مسئله تجزیه طلبی اتهامی است که همیشه به حزب شما هم زده شده است. یعنی واقعا هیچوقت نبوده است و هیچوقت کردها نخواسته اند از ایران جدا بشوند؟

اگر صحبت از کردها بطور شخصی است، چرا، اشخاصی هستند که علاقمند هستند...

ولی، آقای هجری، این در حد تمایل شخصی نبوده است. مثلا در بدو پیدایش "حزب دمکرات کردستان ایران"، "جمهوری مهاباد" زیر رهبری "قاضی محمد" تشکیل شد. درنتیجه از همان اول او هم در زمانی که نظام حکومتی و کشور، یک نظام و کشور شاهنشاهی بود.

بله، درست است. در آن موقع این حکومت جمهوری کردستان که ایجاد شد، آن موقع هم مسئله در چارچوب ایران بود، مطرح کردن این جمهوری در داخل ایران بود. و اسناد تاریخی زیادی داریم که دلالت می کند بر این که همان موقع این حکومت نخواسته است که از ایران جدا شود. در تماس هایی که سران حکومت با کارگزاران حکومت پادشاهی در تهران داشتند و اینکه آن موقع هم نماینده مردم مهاباد در مجلس شورای اسلامی حضور داشتند و همه تماس ها و مدارک دلالت بر این دارد که آن موقع هم این جمهوری در چارچوب ایران بود. و بنا هم بر این بود، یا حداقل تصور جمهوری بر این بود، که دیگر حکومت پادشاهی بر سر کار نخواهد ماند و موقعیتی بوجود خواهد آمد که مردم بتوانند در یک سیستم دمکراتیک حکومت نوین ایران را بوجود بیاورند که در آنجا بشود حکومت منطقه ای کردستان یا حکومت خودمختار کردستان را بصورت رسمی در قانون بگنجانند.

بسیار خوب. من پیشتر اشاره کردم به مصاحبه ای که شما مسئله جمع کردن سازمان های ملیت های مختلف را مطرح کرده بودید. در همان مصاحبه شما ادعا می کنید که نیرومندترین و نزدیک ترین نیروهای اپوزیسیون به همدیگر نیروهای کرد هستند، و از نظر شما بقیه نیروها پراکنده هستند و ناسازگار هستند، طبق گفته شما. شما چطور می توانید این ادعا را بکنید در حالیکه در حزب خود شما چندین انشعاب صورت گرفته است و احزاب کرد اتفاقا از خیلی از احزاب دیگر پراکنده تر هستند؟

ببینید، مسئله مقایسه ای است، آقای فانی. درست است که احزاب سیاسی در کردستان ایران در سال های اخیر با انشعاباتی روبرو شده اند و مشکلاتی با همدیگر داشته اند، ولی الان بطورکلی وضعیت شان خوب است. ولی وقتی شما این وضعیتی را که برای من هم ایده آل نیست با وضعیت سراسر ایران مقایسه می کنید، درنتیجه می بینید که وضعیت کردستان از نظر سازماندهی و حضور و نفوذ سازمان های سیاسی در داخل کردستان خیلی بهتر از بقیه بخش های ایران است، متاسفانه این طوری است.

ولی شما، حزب دمکرات کردستان ایران، الان در حال حاضر دو شاخه است. درست است؟ یا شاید هم بیشتر؟

یک گروه از حزب دمکرات کردستان ایران انشعاب کردند، فقط یک گروه.

خوب، البته یک گروه در انشعاب گذشته هم داشتید، انشعابی که غنی بلوریان و همراهان او باعث و بانی آن بودند. ولی همین انشعاب شما هم، تا آن جایی که ما با رهبر آن گروه یا حزب جدا شده صحبت کردیم، ایشان می گویند که ما اختلافات ایدئولوژیک و برنامه ای هم حتی نداریم، مسائل فقط مسائل مدیریتی است. یعنی رهبری حزب تن به یک سری خواسته های دمکراتیک نمی دهد.

گروهی که قبل از این انشعاب هم از حزب دمکرات کردستان ایران منشعب شدند مدعی بودند که در حزب دمکرات کردستان ایران دمکراسی وجود ندارد. ولی بعد دوباره به حزب دمکرات کردستان ایران برگشتند. آنها بودند که سخن از دیکتاتوری دکتر قاسملو و بقیه سران حزب دمکرات کردستان ایران به میان می آوردند، ولی الان همه آنها در تعریف و تمجید سران حزب دمکرات کردستان ایران سخن می گویند.

اینها مسائلی است که معمولا وقتی که یک گروهی منافع شخصی یا منافع گروهی اش در یک جمعی و در یک حزبی به خطر می افتد برای رسیدن به اهداف خودش این مسائل را مطرح می کند، برای اینکه انشعاب خودش را در میان مردم موجه جلوه بدهد.

حالا چه منافع گروهی آنهایی که اخیرا انشعاب کرده بودند به خطر افتاده بود؟

در کنگره سیزده، اگر دقت کرده باشید، مجموعه ای از اعضای رهبری سابق حزب که در کنگره دوازده انتخاب شده بودند آنها در کنگره یازده هم در اکثریت بودند. یک موقعیتی در کنگره بوجود آمد که نمایندگان کنگره از اداره این رهبران بطورکلی ناراضی بودند و در انتخاباتی که کردند و رایی که دادند آن اکثریتی که قبلا وجود داشت رای اکثریت نیاورد و آنها تبدیل به اقلیت شدند. درحالیکه این جمعی که در کنگره بودند همه گزارش کنگره را که خودشان هم اکثریت بودند تایید کردند و در رای گیری شرکت کردند و همه برنامه ها و مصوبات کنگره را تصویب کردند. ولی در انتخابات کنگره که آخرین مرحله کنگره های ما است، وقتی که نتیجه به مراد آنها نبود، بعد از کنگره زمزمه جدایی و جمع شدن به دور یکدیگر را بوجود آوردند، و درنتیجه منشعب شدند، متاسفانه.

بسیار خوب. آقای هجری، حالا شما مدتی است که مبارزه مسلحانه را در جمهوری اسلامی ایران کنار گذاشته اید. حالا که مبارزه مسلحانه نمی کنید، فعالیت حزبی شما چیست؟ چه کار می کنید؟

الان مهم ترین بخش فعالیت ما سازماندهی در داخل کردستان است، بصورت مخفیانه. تشکیلات ما در داخل کشور، در داخل کردستان ایران کاملا فعال است، ما انواع ارتباطات را داریم. و به همین جهت هم، حتما شما هم اطلاع دارید که، عده زیادی از فعالان سیاسی ما زندانی هستند، عده زیادی از آنها اعدام شده اند، و حالا هم عده ای از آنها هم هستند که حکم اعدامشان صادر شده است. این یکی از مهم ترین کارهای ما است که مبارزه مردم را در داخل زنده نگه داریم.

از طرف دیگر ما یک مبارزه میدیایی (رسانه ای) داریم. ما تبلیغات حزبی را برای آگاهی مردم و افشاگری توطئه های جمهوری اسلامی ایران را داریم [از طریق] کانال های تلویزیون و رادیو و در روزنامه ای که در کردستان عراق چاپ می شود و به کردستان ایران فرستاده می شود و روی اینترنت هم چاپ می شود. و ارتباطات خارجی را داریم که در عرصه بین المللی فعال هستیم و با بسیاری از سازمان های سیاسی کشورهای غرب و حکومت های غرب در ارتباط هستیم، برای تفهیم و تفاهم وضعیت موجود کردستان ایران و وضع ایران.

حالا این مبارزه مسلحانه که شما کنار گذاشته اید، یعنی فکر می کنید که سالیانی که این مبارزه را از پیش می بردید درواقع به این نتیجه رسیدید که این روش نتیجه ای نمی دهد و عبث بوده است به همین دلیل بهتر است که مبارزه سیاسی کرد، یا اینکه مثلا ممکن است احیانا از طرف احزاب حاکم در کردستان عراق شما را کمی زیر فشار گذاشته اند که این مبارزه را قطع بکنید؟

نه، از این نظر که مبارزه مسلحانه ای که ما پیش بردیم عبث نبوده است بلکه در ارتقاء آگاهی مردم و جذب آنها به صفوف مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار هم مفید و موثر بوده است. این خیلی مفید بوده است و تاثیرات آن تابحال هم وجود دارد. منتهی برای یک حزب سیاسی، مثل حزب دمکرات کردستان ایران، فکر می کنم که بهتر است که خودش را در چارچوب یک نوع مبارزه محصور نکند. بعد از پیش بردن این مبارزات مسلحانه طی چند سالی، ما به این نتیجه رسیدیم که فعلا در موقعیت فعلی، هم از نظر منطقه ای و هم از نظر وضعیتی که در ایران وجود دارد و همچنین از نظر بین المللی، مبارزات مدنی و دمکراتیک بیشتر تاثیرگذار هستند.

شما می گویید "فعلا"، منظورتان این است که ممکن است در مقاطعی به مبارزه مسلحانه برگردید؟

ببینید، وضعیت سیاسی را نمی شود پیش بینی کرد، بایستی در هر وضعیت مشخص، تصمیم و برنامه مشخص را که مناسب وضع باشد ارائه کرد. ما تا آنجا که مبارزه دمکراتیک که عرض کردم چه در داخل کردستان و چه در خارج امکان پذیر باشد و حتی بیشتر تاثیرگذار باشد، به همین روش ادامه خواهیم داد.

شما الان، در حال حاضر آقای هجری، هم حزب شما و هم افرادی که از حزب شما منشعب شدند هم حزب کومله به رهبری آقای مهتدی، همه اینها تقریبا یک حرف را می زنند، همه اینها مبارزه مسلحانه را کنار گذاشته اند و در عین حال هم از فدرالیسم صحبت می کنند. چه اختلافی بین شما هست که شما نمی توانید متحد شوید و یکپارچه بشوید و یک حزب بشوید؟

راستش این بحث، بحثی است که چند سالی است میان همه ما احزاب سیاسی کردستان وجود دارد و ما در این مورد خیلی صحبت کرده ایم و راه حل های مختلفی را برای رسیدن به این هدف دنبال کرده ایم، و واقعیت این است که مردم کردستان هم یک نوعی این را از ما و از همه سازمان های سیاسی می خواهند. ولی خوب، خود این انشعابات یک مقدار از نظر سیاسی مشکلاتی بوجود آورده است که رسیدن به این هدف را عقب انداخته است. و این هدف دم دست ما هست و ما از آن صحبت می کنیم.

یعنی دلیل آن فقط این انشعاب است؟ یعنی مثلا شما با حزب کومله هیچوقت با همدیگر صحبت می کنید، در این زمینه مذاکراتی دارید؟

بله، ما با همه احزاب سیاسی کردستان رابطه دوستانه داریم...

یعنی آن مشکلات گذشته که در مقاطعی جنگ مسلحانه می کردید و همدیگر را می کشتید، دو حزب کومله و حزب دمکرات، آیا کاملا منتفی است؟

درست است، کاملا منتفی شده است. و از هر دو طرف منتفی شده است و ما درواقع در رابطه با همدیگر دیگر یک صفحه نوینی را باز کرده ایم.

یعنی مذاکره در چه جهتی؟ در جهت اتحاد؟

مذاکره در جهت تنظیم حداقل یک پلاتفرم (خط مشی) مشترک روی اصول کلی که بتوانیم با همدیگر همکاری بکنیم. ولی تابحال به آن نرسیده ایم. شاید اگر بتوانیم این گام های اولیه را برداریم، می توانیم راه را برای رسیدن به اتحادهای بیشتر و بزرگتری را آماده بکنیم.

شما با پژاک هم صحبت می کنید؟

نه، ما تاکنون با پژاک صحبتی نکرده ایم.

چرا؟ آنها هم یک گروه کرد هستند، منتهی آنها کماکان به شیوه مبارزه مسلحانه معتقد هستند. و آنها البته ممکن است مرام و اهدافشان یک کمی با شما متفاوت باشد، آنها خواستار به نوعی استقلال هستند. درست است؟

اهداف آنها زیاد ثابت نیست. اینکه ما با آنها مذاکره نکرده ایم به این دلیل است که از نظر ما پژاک یک حزب سیاسی مستقل نیست، پژاک شاخه ای است از "پ ک ک" و همه چیزش، حتی برنامه کارش در پ ک ک تنظیم می شود. این است که ما پژاک را بعنوان یک شاخه ای از پ ک ک می شناسیم. به همین جهت هنوز با آنها وارد این چنین مذاکراتی نشده ایم.

بسیار خوب. شما اخیرا در کنگره آمریکا سخنرانی کردید، آقای هجری، و لب کلام شما در این سخنرانی این است که به آمریکا می گویید بیایید به ما کمک بکنید و این رژیم را سرنگون بکنید. چه چیزی از آمریکا می خواهید، می خواهید چه کاری برای شما بکنند؟

فعلا آنها نگفته اند می خواهند چه کار بکنند و هیچ وعده ای نداده اند...

نه، شما از آمریکایی ها می خواهید که چه کار بکنند؟

ما؟ ما برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی ایران از حکومت های به اصطلاح آمریکا و اروپایی درخواست کمک می کنیم، کمک های سیاسی، کمک های تبلیغاتی، و اینکه فضایی بوجود بیاورند که ما بتوانیم برای اروپایی ها و آمریکایی ها برنامه خودمان را توضیح بدهیم. همین گردهمایی که در کنگره آمریکا بوجود آمد، این خودش یکی از این برنامه هاست، یکی از این خواسته هاست. چون هنوز هم کسانی در اروپا و آمریکا هستند، کسانی حتی از بین افراد سیاسی، که فکر می کنند که در ایران فقط فارس ها هستند و بقیه تاثیری ندارند، یا اینکه خواست خودمختاری و خواست فدرالیسم که از طرف هموطنان فارس مطرح نشده است برای آنها هم شاید زیاد آشنا نباشد، از نظر یک ایرانی. ما می خواهیم این مسائل را برای آنها توضیح دهیم.

ولی توضیح دادن اینها، آقای هجری، خیلی آسان است. یعنی هیچوقت جلوی اینها گرفته نشده است و همیشه شما می توانید که این مسائل تان را با کشورهای مختلف، رهبرهای کشورهای مختلف، ازجمله آمریکایی ها مطرح بکنید. ولی شما در این سخنرانی کنگره صحبت از این می کنید که جز سرنگونی رژیم هیچ راهی برای اصلاحات و برای تغییرات دمکراتیک در ایران وجود ندارد و شما خواستار کمک شده اید. یعنی یک طوری تداعی می کنید انگار شما دارید به آمریکا می گویید لشکرکشی بکنید همانطور که در عراق کردید و بیایید حکومت جمهوری اسلامی را سرنگون کنید.

نه، مسئله تنها لشکرکشی نیست. ببینید، ما حالا در منطقه شاهد هستیم که مردم تعدادی از کشورهای منطقه با حکومت های مرکزی مبارزه می کنند. این کشورهای غربی لشکرکشی نکرده اند ولی کمک می کنند، به مردم کمک می کنند، به مردم مبارز، که بتوانند درمقابل سرکوب های شدید حکومت های مرکزی تاب بیاورند. اینها مسائل خیلی مهمی است. ما بویژه می دانیم که کشور ایران و حکومت جمهوری اسلامی در سرکوب مردم به هیچ کسی رحم نمی کند، حتی به افراد خودش هم رحم نمی کند. به همین جهت ما خواستار این هستیم که در مبارزه علیه جمهوری اسلامی به سازمان های سیاسی دمکرات و به مردم مبارز و آزادیخواه ایران در فروپاشی رژیم کمک بکنند.

و این که فرمودید، درست است ما معتقد هستیم که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست و این مسئله را ما سالهاست که مطرح کرده ایم. زیرا بر این باور هستیم که مسئله رفرم و اصلاح طلبی از ویژگی های حکومت های دمکراتیک است، و چون جمهوری اسلامی ایران دمکراتیک نیست بنابراین اصلاح پذیر نیست.

یعنی شما درواقع پشت کرده اید به بخش بزرگی از مردم ایران که خواهان اصلاحات هستند. یعنی شما کاملا با تمام این تحولاتی که در داخل ایران طی دو سال گذشته صورت گرفته است بیگانه هستید.

اولا من معتقد نیستم که عده آنها زیاد باشد، و اینکه بعد از 22 خرداد میلیون ها نفر به خیابان ها ریختند و جنبش سبز اعلام کرد که آنها همه دنبال برنامه ها و شعارهای آنها هستند، بزودی معلوم شد که این تصور خلاف بوده است. زیرا مردم شعار سرنگونی دادند، شعار مرگ بر دیکتاتور دادند و خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی شدند.

و در طی دو سال گذشته، بعد از 22 خرداد، به نظر من تعداد اصلاح طلبان کمتر شده است، زیرا عده ای از آنها ناامید شدند، بعد بخشی از آنها هم به این نتیجه رسیدند که جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست، بنابراین اکثریت مردم ایران و آنهایی که مبارزه می کنند، حتی تحت خواسته های رهبران جنبش سبز به خیابان ها می آیند، آنها فقط می خواهند از این فرصت استفاده کنند و شعارهای خودشان را در میان بگذارند، و آنها خواهان برنامه های جنبش سبز نیستند، به این معنا که برای اصلاح جمهوری اسلامی کار بکنند.

این البته تلقی شماست، ممکن است همه در داخل ایران بر این باور نباشند. ولی بهرحال شما از آن بخشی از جنبش سبز که خواهان تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران به یک نظام دمکراتیک است حمایت می کنید؟

بله، درست است.

بسیار خوب. خیلی متشکرم آقای مصطفی هجری از شرکتتان در برنامه "به عبارت دیگر". ممنون از شما.

خواهش می کنم. خیلی ممنون.