مرز بين دموکراسى و آنارشيسم

 

بسيارى از دوستان از وبسايتھاى اينترنتى بلوچى انتقاد ميکنند که نظرات مخالف را منعکس نميکنند و به قول آنھا دموکراسى را رعايت نميکنند. در اينجا لازم ديدم که مرز بين دموکراسى و آنارشيست را بررسى کنيم تا ببينيم که تا چه حد انتقاد به وبسايتھاى بلوچى وارد است.

دموکراسى بر فرديت و حقوق فردى بسيار تأکيد ميکند و دموکراسى بر ھمين اصل پايه گذارى شده است. وقتى که دموکراسى بر حقوق فردى تأکيد ميکند٬ نوعى خودخواھى در اين تأکيد نھفته است چونکه اگر اين خودخواھى يکى از عوامل حفظ حقوق فردى نباشد ديگر لزومى براى حمايت و رعايت حقوق افراد نيست.

طبق اين اصل حق اجتماعى و سياسى يک فرد حد و مرز نيز دارد٬ حق اجتماعى و سياسى يک فرد جايى خاتمه مى يابد که حقوق نفر بعدى شروع ميشود. پس وضع قوانين سياسى و اجتماعى نيز ضرورت مى يابد.  نظم اجتماعى و سياسى ھر اجتماع بستگى به اين قوانين دارد٬ در غير اين صورت اجتماع بدون قانون خواھد بود و نظم اجتماع بھم خواھد خورد. پس دموکراسى اصول و قوانينى دارد که بى نظمى را محدود کند و يا بکلى از بين ببرد زيرا حمايت٬ رعايت و حفظ حقوق افراد بستگى  به محدود کردن يا از بين بردن بى نظمى دارد. از طرفى ديگر آنارشيسم خود را نه تنھا وابسته و  محدود به قوانين و اصول دموکراسى نميداند بلکه خودرا محدود به ھيچ اصل و قانونى نميداند٬ و ھر کس٬ ھرچه که بخواھد انجام ميدھد٬ حتى اگر اين منجر به تضييق حقوق افراد ديگر و اجتماعات شود٬ و نتيجه آنارشيسم بى نظمى در اجتماع و عدم رعايت حقوق افراد است.

انتقاداتى که به وبسايتھاى بلوچى ميشود غير منطقى به نظر مى رسد زيرا طبق اصول دموکراسى براى حقظ حقوق وبسايت بلوچى و مطابقت با رسالت اين وبسايتھا در مورد اشاعه اگاھى نسبت به حقوق بلوچ و مبارزه براى

بدست آوردن حقوق بلوچ٬ آن اصل خودخواھى نھفته در حقوق فردى در يک دموکراسى بايد رعايت شود و وبسايتھا وظيفه دارند که از نشر مطالبى که باعث تضعيف رسالت آنھا ميشود خوددارى کنند. يا از نشر مطالبى با ارزش بسيار پايين سياسى٬ ادبى نيز خوددارى کنند٬ خوددارى از انتشار اين نوع مطالب نقض اصول دموکراسى نيست بلکه اجراى اصول دموکراسى و اجراى رسالت آنھا است. انتقادات بى جاى بعضى از افراد٬ صاحبان اين وبسايتھا را در نوعى سرگردانى فرو برده است٬  زيرا مشاھده شده است که بعضى از اين وبسايتھا مطالب بى ارزش سياسى٬ مذھبى و ھتاکى را انتشار ميدھند. اين را بايد قبول کرد که در رسيدن به ھر ھدفى چه سياسى٬ نظامى و اجتماعى مخارجى ھست که بايد پرداخت٬ به عنوان مثال مبارزه با ملايان يکه تاز در ايران مخارج زندان رفتن٬ اعدام شدن٬ آواره شدن٬ قطع ارتباط با خانواده٬ خسارات مالى و جانى دارد و بايد قبول کرد٬ در انجام اين مھم٬ خسارات وثيقه اى(خسارات پھلو به پھلو٬ خسارات متوازى) نظير کشتن شدن يک فرد بيگناه در کنار تيراندازى نيروى انتظامى به يک مبارز بلوچ در ايران را بايد قبول کرد ٬ يا اگر بخواھيم يک سد آب را بر روى يک رودخانه ايجاد کنيم٬ بايد بپذيريم که بعضى از مناطق اطراف شايد زير آب برود٬ پس اين جزعى از ماھيت انجام ھر ھدفى است. نپذيرفتن مطالب بى ارزش و عدم انتشار آنھا براى حفظ رسالت احزاب٬ وبسايتھا٬ و جلوگيرى از منحرف کردن رسالت احزاب بلوچى و وبسايتھا و مبارزه بلوچھا و نپذيرفتن انتقاد و مد نظر قرار ندادن و عمل نکردن به انتقادات٬ بخشى از خسارات وثيقه اى است که ما بايد قبول کنيم. نبايد با انتشار مطالبى که باعث تضعيف رسالت٬ و اھداف بلوچھاى مبارز و وبسايھتا که افراد تند رو و راديکال و گرگھا در لباس ميش براى انتشار ميفرستند لطمه زد. اگر رسالت ما پيشبرد و شناسايى حقوق سياسى بلوچھا در ايران و پاکستان است نبايد مطالبى را که تحت لواى اسلام و برادرى اسلامى به منظور ايجاد شکاف در صف ما و به انحراف کشيدن مبارزات بلوچھا  ارسال ميشوند انتشار داد.  زيرا اين نوع مطالب نوعى از آنارشيسم است که ھدف مشخص آن ضربه زدن به جنبش آزاديخواھى بلوچ است و ارزش علمى٬ سياسى٬ اجتماعى ديگرى ندارد و اين آنارشيسم نيز نوع مخرب آن جھت ايجاد اغتشاش در صف مبارزان بلوچ است.

به مطلبى با عنوان "تلاش آمریکا برای ایجاد بلوچستان بزرگ"  برخوردم که سايت عارف نيوز بدون منبع موثق٬ و شواھد با اعتبار براى مسموم کردن اذھان ايرانيان به چاب رسانده است و ھمين مطلب غير موثق٬ خيالى و ساختگى عارف نيوز در بعضى از وبلاگھا و سايتھاى اينترنتى بلوچھا  منتشر شده است٬ چاب اين نوع مطالب در واقع دموکراسى نيست ٬ بلکه آنارشيسم است و افتادن به دام دشمنان بلوچ است. چاب ھر مطلب و ھمه مطالب آنارشيسم مطلق است و نه دموکراسى. ما بايد با آنارشيسم مرزبندى کنيم و از آن کناره گيرى کنيم و آنارشيسم را به جمع خود راه ندھيم تا از ضربه زدن به منافع خود خودارى کنيم٬ خوددارى از افتادن در منجلاب آنارشيسم رفتارى غيردموکراتيک نيست بلکه اجراى اصل اول دموکراسى است. چونکه ما بلوچھا انسانھاى خودخواھى نيستيم و به آنچه که داريم قانع ھستيم٬ دشمنان بلوچ از اين فرھنگ اصيل بلوچ سوء استفاده ميکنند که به منافع ما ضربه بزنند.  دوستان بايد در نظر داشته باشند که ھر مطلبى که در روزنامه ھا و مجلات ايرانى٬ چه دولتى و غير دولتى٬ چه اپوزيسيون و غيره منتشر ميشود ھميشه موثق نيست مگر اينکه مطالب آنھا ھمراه با تقل قول از خود شخص گفتگو کننده٬ يا از رسانه ھاى معتبر بين المللى که ھميشه اخبار آنھا ھمراه با شواھد موثق است باشد. زيرا در کشورھاى غربى و دموکراسى غربى آراى عمومى مردم ھر نوع خبر غير موثق و شايعه را به حساب رسانه ھاى غربى ميگذارند ورسانه ھا در مقابل آراى عمومى جوابگو ھستند٬ با وجود قوانين سختى در مورد صحت و صقم آخبار٬ سختگيرترين قانون مطبوعات در غرب آراى عمومى است که اگر رسانه ھاى غربى به رسالت خود عمل نکنند يا ورشکست ميشوند يا مجبور ميشنود که اعلام کنند که کار آنھا شايعه پراکنى است و رسالت آنھا اخبار رسانى و آگاھى رسانى نيست.

 

 

پيام اميد

مارس 2008