دیوار حا شا بلند است

اینک  باردیگربران شدم  که به انتقادات وایرادات برادرم اقای پیام امید با بیان وقلم

نا توانم  خود به پاسخگوئی بفردازم وقضاوت ودرستی مطالب را بعهده  خوانندگان گرامی میگذارم

 

1- میفرمایند عبدالکریم بلوچ انتقاد خود رابدون توجه دقیق به مقاله من نوشته اند زیرا

نگاشته اند که در بلوچستان فقط یکنفر بنام محمد علی خان وجود داشته وفقط سردار حسین خان

فرزندمحمد علی خان است در صورتیکه در بلوچستان حسین خان ومحمد علی خان های دیگری وچود داشته

 

ج – اولا من در هیچ مقاله ای ننوشته ام که در بلوچستان فقط  یک محمد علی خان شیرانزهی  (ناروئی) وفرزندش حسین خان وجود داشته چون همه میدانند  هم اسم ایشان در بلوچستان  

فراوانند بلکه محمد علی خان وحسین خانی که در زمان قاجار مطرخ بوده اند فقط همین پدر پسر هستند

وشاید همزمان با نام بردگان دها نفر به همین اسم در بلوچستان وجود داشته ولی بعقیه کاره ای نبوده اند که مد نظر باشند اگرکسی گواهی داد وسندی پیدا شد که در زمان قاجار محمدعلی خان نامی درمنطقه باهو ودشتیاری وبندر گتر ویا جای دیگراز طرف قاجار سمتی داشته  من خرفی ندارم وشهامت این  

را دارم از کلیه برادرانی که تا کنون بمقالات بنده توجهی کرده اند معذرت حواهی بکنم که من اشتباه کرده ام واگر نه ؟

 

2- میفرمایند ایشان اشعار شاعران ونوشتهای پراکنده بدون منبع انترنتی را تاریخ ومنبع قابل استناد میدانند شاید شعر اقای ابسالان در همین ردیف باشد

 

ج – شما بهتر است روی یکی از اشعاربلوچی انگشت بگذارید وبفرمائید این شعر اصلان پایه واساس ندارد البته  من هم منکر نیستم که در اشعار غلو نشده ولی ایا فقط شما این غلو را در اشعار بلوچی یافته اید ویا غلو در اشعار ملل دیگر هم یافت میشود اگر یافت میشود

پس بلوچ هم بیگناه است ومیگویند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها پس منبعی وجود داشته

 

وخادثه ای بوجود امده که در مقابل ان روایتی بجا مانده  ویا  شعری سروده شده برای مثل

میگویم ملا ابا بکر گوادری برای دادشاه شعری سروده ودر ان شعر میگوید

( بستگی زرین کلاتی = گونتی پانصد تفنگ ) البته تمام مردم منطق میدانند که دادشاه نه قلعه زرین ساخته و ختی قلعه خشت گلی نداشته  ونه پانصد تفنگچی داشته ولی ایا  کسی هست منکر وجو دادشاه باشد پس اصل قضیه درست است وغلو در فرهنگ هر قوم ملتی وجود دارد واشعار ابسالان هم نمیتواند بدون پایه واساس باشد بقول معروف قلم در دست دشمن است شکست گنجعلی خان را پیروزبدل میکنند ودر کتابهای شان برای روز مبادا بثبت میرسانند واین روش کار همه استعمار گران تاریخ دنیا بوده وهست 

 

 3- میفرمائید تسخیر قلعه پهره بدست غلام حسین خان برهانزهی دو واقعیت است

ولی از چون چرای این دو رحداد صدها داستان بجا مانده

که نیاز بتخقیق دارد

 

ج - امید جان شما فقط یک دادستان را قبول بکنید وان تصرف قلعه پهره است بوسیله         غلام حسین خان وتخویل دادن ان به بهرام خان باران زهی وبعقیه داستانها راکنار بگذارید ایا منکر این هستید که چنین اتفاقی نیفتاده پس اصل قضیه درست است واحتیاجی بتخقیق ندارد

 

4- میفرمائید داستان تسخیر قلعه ناصری بدست غلام حسین خان به طوریکه ما میدانیم است که از دل این طایفه بر امده ایم معتبر تر است یا داستان شما

 

ج – عزیز جان داستان شما معتبر تر است که از دل ان طایفه بلند شده اید ولی باز هم قبول بکنید که داستانهای افراد دیگری که از دل طوایف دیگر بلند شده اند هم معتبر بدانید

جریان یک بام دو هوا را کنار بگذارید

 

5- میفرمائید بنظر من یک اثر ارزشمند وگرانبها بدون در نظر گرفتن پدید اورنده ان

همیشه یک اثرارزشمند حواهد ماند این کتاب منظور سفر نامه فرمانفرما است

میگوئید این کتاب در نوع خود که در120سال پیش نوشته شده غنی وارزشمند است

 

ج نفر مودید که منبع نگارنده این کتاب ارزشمند چه بوده صرفنا مشاهدات خود ش فقط در یک سفربه بلوچستان ویا نقل قول از مطلعین مخلی ویا استناد از کتبی که پیش از وی نگارش شده

ایا شما اطمینان دارید که شحص عبد الحسین میرزا نویسنده این کتاب باارزش است ویا مثل کتابی که الان دارند از قول امام خمینی مینویسند ویا مثل کتاب حاطرات اسد الله خان علم که

 

سالها پس از فوت وی در ایران وبانظارت اداره ارشاد اسلامی و سانسور چیان رژیم بچاپ رسیده ومیرسد که شاید بیش از پنجاه در صد موارد ذکر شده جعلی ومن دراوردی میباشد

ایا در این کتاب ارزشمند چه مواردی جلب توجه جبابعالی را نموده که از من میحواهید به اتریش بروم ودر کتاب خانه مرکزی وین دست نوشتهای عبدالحسین میرزا رامطالعه بکنم

دوست من بنده یک بازنشسته هستم امکاناتم اجازه نمیدهد سفری به وین داشته باشم

 

 

6 – میفرمایند فرق نوشتهای این کتاب با نظراقای عبدالکریم بلوچ این است که          عبدالحسین میرزا فرمانفرما ان را برای نسلهای اینده که فعلا نسل حاضراست برشته تخریر

در اورده ولی حکایات اقای عبدالکریم فقط حکایات شفاهی هستند وحکایات شفاهی

ارزش علمی ندارد

 

ج – ایا نویسندگان کتابها اول از کجا شروع میکنند کتبی را تبدیل به شفاهی میکنند ویا شفاهی

را تبدیل به کتبی  ونباید اول حوادثی بوجود بیاید وبعد ان حوادث بکتبی بدل بشوند  ودر کتابی ثبت گردند بنظرم هر رحدادی وخوادثی اول شفاهی است بعد بکتبی تبدیل میشود پس من هم دارم داستانها ورخدادهای شفاهی را به کتبی تبدیل میکنم  ایا فرمانفرا باسواد  حوادث شفاهی را بکتبی تبدیل ننموده وبنظر من هر خوادث ورخدادی اولش شفاهی است  البته شنیده ام فیلم سازان اول مطالبی را می نویسند وبعد طبق ان نقش بازی میکنند پس یقین بدانید کتاب با ارزش

 

فرمانفر هم اول بصورت شفاهی درسینه وخافظه اوو یا سایرین  موجود بوده وبعدا بصورت کتابی بارزش  درامده که باید ما بلوچها چنده ( بجاری ) بکنیم وجلد ان را  با طلا مزین بنمائیم چون درست ترین ودقیق ترین تاریخ بلوچستان در این کتاب جمع اوری شده ایا تنها حکایات شفاهی من بقول شما ارزش علمی ندارد ؟

 

 

 7- میفرمائید چگونه است که ایشان 17 منبع را که من ارائه داده ام کلا ندیده گرفته فقط

یقه منبع هفدهم را که مسافرت نامه کرمان وبلوچستان است چسبیده وهمه چیز را به این کتاب نسبت داده ونا خوانده انرا جعلی توصیف کرده در خالی که نسحه خطی این کتاب به خط خود عبدالحسین میرزا در کتابخانه ملی اتریش شهر وین موجود است

 

ج- ایا شاهدی وجود دارد که ثابت بکند این خط خود عبدالحسین میرزا است ضمنا میگویند مشت نمونه حرواراست ومن کتاب این اقا را در نظر گرفتن که فرمانفرای بلوچستان بوده وهم سفری ببلوچستان داشته وهم در کتابش مردگان پنجاه سال پیش را همزمان با نوههای شان بسمت ضابطی مناطقی تعین کرده مثل محمد علی خان ونوهایش جعفر خان وملک محمد خان را همزمان خکم ضابطی داده وباز تذکر میدهم که محمد علی خان نامی در این عصر زمان در هیچ کجای بلوچستان کاره ای نبوده ومحمد علی خانی که مطرخ بوده پسر مهرابخان است پدر سردار چاکر خان وحسین خان شیرانزهی  بس

 

پس باور بکنید زمانی که در کتاب ارزشمند چنین مواردی در ان ذکر شده لازم است به ان پرداخته شود  وبه این حاطر بود که من به استنادات کتابهای مثل ناسح التواریخ وروضته صفا ووو توجهی نکردم چون بنظرم منبع انها مجهول تر از مسافرت نامه کرمان وبلوچستان است من وانهائیکه بدنبال تاریخ بلوچستان هستند باید بدنبال چوپانهای پیر جهاندیده بلوچستان بگردند  ورخداهای مناطق مختلف بلوچستان را از انها کسب بکنیند چون به اقرار واعتراف دوست دشمن در

 

فرهنگ بلوچ دروغ ریا ونیرنگ تزویرکمتر یافت میشود  جناب عالی چرا به پرسشهای قبلی من جوابی  مثبت ویا منفی ندادید شما فرموده بودید سردار چاکر خان وحسین خانی در سرباز

بعنوان خکمران وجود نداشته اند ومن با دلیل مدرک ان را رد نمودم وفرمودید در زمان قاجار ها امیر درا خان حکومت سرباز بوده باز من گفتم اگر کسی پیدا شد وبگوید چنین شحصی در این زمان در سرباز حکومت کرده من بنوشتهایم مشکوک میشوم باز فرمودید                    

 

بعد از امیر درا خان رستم خان بارانزهی دزکی پدر بزرگ دوست محمد خان  خکومت سرباز بوده باز بنده عرض کردم اگر کسی از خانواده بارانزهی پیدا شد واین حرف را تائید کرد من خق را بشما ونویسنده کتاب با ارزش فرمانفرما میدهم ولی متائسفانه بجای تخقیق بموارد ذکر شده مسئله راتغیر دادید و ازجای دیگر شروع نمودید معرفی شاهدان را بمنزله  برخ کشیدن    موقعیت خان وسرداران گذاشتید که بنظرم

 

هیچ ربطی بموضوع مورد بخث نداشت  شاهد شاهد است خان باشد یا ملا ویا از طبقات دیگر

ولی گویا بنظر میرسد جنابعالی میحواهید  گذشتگا ن کسانی  را که بعنوان بازوان مسلخ خانها وسرداران بوده اند از سرداران  ظالم جدا بکنید فراموش نکنیند مردم پهره وسایر مناطق بلوچستان از چون چند همه اقوام ساکن در بلوچستان اگاهی کامل دارند  

 

8- میفرمائید کشتن حاکم گه بدست محمد علی خان در کتاب اقای ایرج افشار سیستانی

بنام بلوچستان وتمدن دیرینه ان نوشته شده میفرمائید اگر اشتباهی شده بوسیله ایشان بوده

 

ج - عزیز جان وقتی اقای ایرج افشار سیستانی هم استانی ما که تا کنون در قید حیات است چنین مطالبی بی اساس را در کتابش مینویسند که حاکم بی  نام نشان گه بوسیله  محمد علی خان  کشته میشود که با خقیقت فرسنگها فاصله دارد وهمین اقا در کتابش اقای محمد خان میرلاشاری را فرزند مهیم خان میداند در صورتیکه وی برادر مهیم خان است  وما باید به نوشتار چنین نویسندگانی بها بدهیم وبگوئیم نوشتار انها ارزشمند است دارای منبع میباشند  

 

 9 – میفرمائید ما به افراد فعلی که از نوادههای شیرانزهی وناروئی ویا هر قبیله دیگری باشند

کاری نداریم این افراد به همان اندازه مورد احترام ما هستند  یک بلوچ دیگروهمین بس

ولزومی ندارد که اینها رابه رخ کشاند زیرا صجبت از این افراد نیست وما نیزدر پی احیای قبیله وسردار وخان نیز نیستیم که افراد که وابستگی به سرداران گذشته دارند                         برای ما اهمیتی داشته باشد

 

ج- عزیز جان من در حواست نکرده بودم که به ایشان اخترام بگذارید من انها را بعنوان شاهد زنده نامبردم ومن انها را بروخ کسی نکشاندم که شما نگران شده اید گفته بودم نامبردگان نوههای کسانی هستند که در کتاب ارزشمند به اجداد  انها سمت ضابطی منطقه ای داده بودند وگفتم میشود از انها سئوال کرد که ایا شما  از شغل جد خود خبر دارید واگر انها اظهار بی اطلاعی کردند یقین است کتاب ارزشمند بی ارزش است

 

 مگر خود تان اقرار نکردی که من از بطن همین طایفه ام یعنی برهانزهی ومیگوید ایا اطلاعات ما در مورد غلام حسین خان بیشتر است یا شما                                              پس شما هم باور بکنید کسانیکه از بطن خانواده ای ویا طایفه دیگری هستند اطلاعات شان از شما بیشتر است من کسانیرا که نام برده بودم بعنوان شاهد معرفی کردم کی در حواست نمودم محبت بکنید قوم قبیله انها را زنده بکنید ودوباره سمت خانی وسرداری را به انها عطا بفرمائید

 

وباز میفرمائید افرادیکه وابستگی به سرداران گذشته دارند

برای ما اهمیتی ندارند  ایا کسی ادعای اهمیت نمود وایا نمیدانید وابستگان به عاملانی که در گذشته درحدمت سرداران بوده اند و بی چون چرا احکام انها را اجرا کرده اند  برای مردم بلوچستان وهر منطقه ای کاملا روشن است وکسی نمیتواند با نوشتن کلماتی زیبا وفریبنده  گذشتگان خود را تبرئه بکند وخود را مردمی ودمکرات ازادمنش جا بزند                            دوست من جعلی دانستن کتاب فرمانفرا ایقدر ناراختی نداشت که از بحث وموضوع حارج بشویم ویقه سرداران

گذشته که بتاریخ پیوسته اند وخاک شده اند بگیریم زنده مرده انها را بزیر سئوال ببریم ایا خبر دارید سردار زاده ای در داخل ویا حارج ادعای داشته باشد این همه بی انصافی از شما که خود

رایک بلوچ روشنفکر میدانید بعید بنظر میرسد

 

 

10 – میفرمائید در مورد نوشتار یک ظالم اشاره کرده اید باید عرض کنم که سرداران بلوچ عامل انجام ظلم این ظالمان بوده اند زیرا ظلم بر بلوچ موقعیت انها راتخکیم میکرده است 

 

ج- امید جان بگذار این سخن را کسی دیگربگوید وبنویسد  که ابا واجداش مورد ظلم قرار گرفته اند نه کسی که گذشتگانش شریک ظلم خان وسردار ها بوده اند وشاید قدمی هم جلوتر گذاشته اند

بزرگان ریش سفیدان  هر منطقه از ظالم ومظلومها ی گذشته وحال  خبر دارند  

 

 

11- میفرمائید حکومت ملکها اول در سال 1017 هجری بدست صفویان وگنجعلی خان سقوط کردکه از ان تاریخ 371 سال میگذرد من فکر نمیکنم که سعید خان اول که بقول شما حکومت ملکها  را در بنپوراز بین برده در 371 سال ویا حداقل 400 سال پیش بدنیا امده باشدزیرا تاریخ سقوط ملکها ثبت شده است

 

ج- اولا  طرف مقابل گنجعلی خان در جنگ  ملک شمس الدین بوده نه ملک شاه جهان اخرین دودمان ملکها تا انجائیکه من اطلاع دارم پسر وجانشین ملک شمس الدین ملک میرزا بوده وپسر وجا نشین وی هم ملک شاه عالم وپسر وجانشین نامبرده هم ملک دینار بوده وپسر وجانشین وی هم ملک شاه جهان اخرین حکمران ملکها  یعنی در زمان

 

چهارمین نسل ملک شمس الدین  حکومت ملکها بدست سعید خان شیرانزهی اول منقرض میشود من خدمت بزرگواران عرض کردم که بازماندگان سه طایفه شیرانزهی ملک وبارانزهی  متفق القولند که خکومت ملکها بدست سعید خان از میان بر داشته شده ولی شما بجای تخقیق ناراخت شدید که من چرا کتاب فرمانفرا را جعلی خوانده ام به این حاطر که صدها نفر از بزرگ کوچک این سه طایفه وسایر بزرگان ومطلعین طوایف دیگر منطقه میدانند وخبر دارند که حکومت ملکها

 

بدست سعید خان منقرض شده وزمان ملک شمس الدین بین گنجعلی خان وایشان درگیری بوجود امده که به استناد از کتابهای انها شما میفرمائید خکومت ملکها بدست گنجعلی سقوط کرده در

صورتیکه سقوط حکومت ملکها در زمان قاجار بوقوع پیوسته نه در زمان گنجعلی خان وصفوی وبنظرم حساب شما که از سعید خان تا سردار حسین را 240 سال بر اورد نمودید درست بنظر میرسد ولی توجه داشته باشید اگر ان تاریخ 371 سال درست باشد مربوط بزمان ملک شمس الدین است نه ملک شاه جهان

 

12 – میفرمائید قبول واقعیتهای تاریخی وبی رحمی حاکمان ایران وسرداران بلوچ بر بلوچستان غربی شاید دلیل موجهی برای استقلان طلبی وجدائی طلبی باشد ولی قهرمان کردن کسانی که که بر علیه مردم بلوچ وارد قرار دادهای یکسویه شده اند امری است که برای نسل حاضر

غیر قابل قبول است وهمین نوع تفکرحالا بتاریخ نویسی بلوچ نیز سرایت کرده است امید است که نسل حاضر بلوچ همگام با تاریخ وتاریخ نویسی علمی جهان قدم بر دارد وگرفتار تاریخ نویس بدون منبع نشود – پیام امید

 

ج – لازم است نسحه ای ویا کپی از همان قرار دادها ی یکسویه که بیان فرموده اید انرا بمردم بلوچستان نشان بدهید تا بدانند طرف قرار داد کدام بلوچ واز کدام قوم قبیله بوده واکنون خود ویا بازماندگانشان ادعای قهرمانی دارند در تاریخ ما قهرمانان فراوانند ولی چون نام انها در

 

کتابهای امثال فرمانفرا نیامده انها را قبول نداریم وبه ا شعار بجامانده خود هم ارزشی قائل نیستم پس بهتر است بگوئیم ما قهرمانی در طول تاریخ خود نداشته ایم چون مورد تائید نویسندگان فارسی نیستند  بهتر است بگوئیم ما یک قوم وخشی وبی فرهنگ وهوئیتی هستیم                  نه سری داشته ایم نه سرداری هست نیست ما مربوط به ایران بزرگ بوده بس

 

در پایان میفرمائید نسل حاضربلوچ همگام با تاریخ وتاریخ نویسی علمی جهان قدم بر دارد وگرفتار تاریخ نویسی بدون منبع نشود

ایا بهتر نیست بگوئید وقتی ما دارای تاریخی مدون که بدست هموطنان بی غرض ما نوشته شده

 بسنده بکنیم که دارای منبع هستند ونقل قول بزرگان وریش سفیدان وتاریخدانان بلوچ که رخدادها را در خافظ دارند فاقد ارزش علمی است واشعار بجاانده هم سرا پا غلو وپز دادن وبرخ کشیدن قوم قبیله میباشد پیام جان فراموش میکنند که تاریخ نویسان فارسی هم از ظلم

 

اغامحمد خان قاجار وقتل عام مردم کرمان خبر میدهند وهم از خکومت ننگین صفوی وقتل کشتار انها داستانها گفته شده ومردم ایران اعتراضی به بیان ان فجایع نمیکنند دوست من من هم فقط دارم شرخ ندانم کاری وجنگهای بی مورد وبی ثمر  مردم بلوچستان  وقتل کشتارها را بیان میکنم بنقل قول از شاهدان عینی ویا ترجمه اشعار بجامانده از قوم ما                                

 

 بنظرم تاریخ هر ملتی اول شفاهی بوده نوشتن ودانستن تاریخ هر قوم ملتی  برایش اموزنده  میباشد  و تاریخ خون بار ما هم از این قاعده مستثنا نیست  بر ما هم لازم است ازرخدادهای  مثبت ومنفی که در زادکاه ما اتفاق افتاده اگاه باشیم درس عبرت بگیریم واز منم منم گفتم وجدا کردن همدیگر بپرهیزیم وبعضیها را بجرم کرده وناکرده گذشتگانشان مخکوم و بخاشیه نرانیم که در شرایط کنون به خیر وصلاخ جامعه تازه

بیدارشده ما از خواب غفلت نمیباشد درپایان بهتر نیست که با حسن نیت بمسائل تاریحی بلوچستان عزیز بفردازیم وواقعیتها را انچه از طرف دوست ودشمن است بپذیریم     

                                             موفق باشید عبدالکریم