در پاسخ به شرايط حساس است الس پھره اى

 

دوست ارجمند جناب آقاى الس پھره اى در مقاله زيباى خود از استقلال طلبان اقليتھاى ملى يا به قولى قومى خواسته است که ھشيارانه در

مقابل ترفندھاى ناسوناليستھاى راست٬ ملا٬ اکٽريت که جبھھ اى بر عليه اقيليتھاى مليتھاى تحت ستم در ايران در حال تکوين است به ايستند و

عاقلانه اين طرح را نقش بر آب کنند.

ھم آقاى پھره اى٬ شوونيستھاى استقلال طلب  وناسيوناليستھاى راست ايران آب به آسياب ولايت سفيه مى ريزند و با اين نوع مقاله ھاى نابخردانه تخم تفرقه و نفاق را ميکارند ولى آقاى پھره اى شکاف اين تفرقه را عميق تر ميکند و در واقع اين تله اى است که ملايان ولايت سفيه کار گذاشته اند که شوونيستھايى نظير آقاى پھره اى و امٽال آن و ناسيوناليستھاى راست ايران را در خلاف جھت منافع اقليتھاى ملى و منافع ملى ھمه ايرانيان سوق دھند ٬پشتيبانى مردم شريف ايران را دوباره مٽل مشروطه و بھمن ۵۷ جلب کرده و جنبش آزادى خواھى را خلع سلاح کند تا تداوم حکومت ملايان را تضمين بخشد.

به نظر ميرسد که شوونيستھاى قومى نظير آقاى پھره اى و ناسيوناليستھاى راست نا خودآگاه در سنگر ملايان بسيار باھوش قرار گرفته اند چونکه منافع ملت ايران جدا از منافع ناسيوناليستھاى راست٬ ملايان ولايت سفيه و آقاى پھره اى است.  استقلال طلبى آقاى پھره اى چيزى جز از ارضاى خواب او نيست و با واقعيتھاى شرايط  موجود بلوچ٬ کرد٬ اعراب احواز٬ ترکمن٬ ترک آذربايجان کاملأ مغاير است.

معلوم نيست که آقاى پھره اى چگونه ميخواھد به بلوچستان استقلال دھد زمانى که بلوچستان در کنترل سه کشور نيرومند است. و يکى از اين سه کشور نيرومند داراى سلاح اتمى است که ميتواند با يک حمله گاز انبرى اتمى نسلھاى آينده بلوچ را نيز کاملأ از بين ببرد٬ وقتى که بلوچى باقى نمانده باشد٬ آقاى پھره اى استقلال را براى کى ميخواھد؟

چگونه است که آقاى پھره اى يک اقليت ناچيز يک صدم درصدى جدايى طلبان و يا به مراتب کمتر را نيروى عظيم استقلال طلب مينامد؟ اين نيروى عظيم استقلال طلب در کجا است و چرا خود را بروز نميدھد. حتى اگر آقاى پھره اى و به قول او اين نيروى عظيم استقلال طلب٬ استقلال بگيرد٬ و اگر به دموکراسى و آزادى باور داشته باشند٬ چاره اى جز پياده کردن و اجراى فدراليسم در نطام کشور تازه استقلال خود نخواھند داشت٬ زيرا ادراه يک کشور٬ نياز به تقسيمات کشورى دارد که اين تقسيمات کشورى اگر چيزى به جز از فدراليسم و دموکراسى مشروطه باشد٬ ھمان

ديکتاتورى محض است که ھيچ فرقى با ديکتاتورى ملايان و پھلويھاى سابق نخواھد داشت.

به نظر ميرسد که آقاى پھره اى درک درستى از فدراليسم و دموکراسى مشروطه ندارد و فقط به دليل سمجى شوونيستى خود با آن مخالفت ميکند. با الم کردن استقلال طلبى٬ ايشان ضربه اى کارى به جنبش آزادى خواھى و دموکراسى اقليتھاى ملى ايران وارد ميکند٬ و شايد ھم تير خلاص را نيز به شقيقه جنبش اقليتھاى قومى بزند. ھمان طور که در مقاله فدراليسم کاربردى و بقيه مقالات

جبھھ متحد بلوچستان جمھوريخواھان فدرال توضيح داده شده٬ بلوچھا مجموعه اى از قبايل کنفدرات ھستند٬ به اين معنى که ھر قبيله اى قانون خود را دارد و در محدوده قبيله اي خود خودمختار بوده اند و ھستند٬ وحاکمان بزرگتر محلى نيز زمانى که وجود داشتند به اين قوانين آحترام ميگذاشته اند و يا احترام ميگبارند٬ و امکان ندارد که آقاى پھره اى با مخالفت خود با فدراليسم٬ شيوه زندگى فدرالى و کنفدرالى قبايل بلوچ را از آنھا بگيرد.

موقعيت بلوچستان با موقعيت کردستان ھيچ فرقى ندارد٬ ھمانطور که بلوچستان به سه قسمت تقسيم شده٬ کردستان نيز به سه قسمت تقسيم شده

و اگر کردان سوريه را نيز در نظر داشته باشيم ٬ کردستان به چھار قسمت تقسيم شده است که استقلال کردستان و بلوچستان خواب و خيالى بيش نيست٬ ولى کردستان از بلوچستان خوش شانس تر است که جمعيت آن به مراتب بيشتر از جمعيت بلوچستان است.

جمعيت کردستان ۲٠ تا ۴٠ ميليون نفر يا بيشتر تخمين زده مى شود حال آنکه جمعيت بلوچستان فقط ۱٠ ميليون است که پاکستان گدا ميتواند در يک انفجار اتمى ھمه را از بين ببرد.

تنھا کارى که استقلال طلبى ميتواند بکند اين است که جنبشھايى را که منافع مشترک استراتژيکى با اقليتھاى ملى دارند از جنبش دموکراسى و آزادى خواھى اقليتھاى ملى ايران براند و باعٽ شود که جنبش آزادى خواھى و دموکراسى بزرگترين پشتوانه خود را از دست بدھد٬ جنبشھايى نظير جنبش زنان٬ ملى گرايان دموکرات  جمھوريخواه و جنبش چپ که به طور سنتى طرفدار خودمختارى اقليتھاى ملى ھستند از حاميان حقوق اقليتھاى ملى ايران ھستند.

استقلال بلوجستان چيزى جز از فلاکت و محروميت براى اجتماع بلوچستان که ھنوز به شکل سنتى و قبيله اى اداره ميشود به ارمغان نخواھد آورد. اجتماع بلوچستان نوسعه انسانى٬ سياسى٬ اقتصادى نيافته است و با دموکراسى مدرن بيگانه است٬ استقلال فقط زمانى مفيد خواھد بود که دموکراسى مشروطه به ھمراه فدراليسم در اجتماع بلوچستان نھادينه شده باشد که دموکراسى مشروطه و فدراليسم يک پروسه خيلى طولانى است که شايد بيشتر از يک نسل و قرن طول بکشد تا در بلوچستان نھادينه شده و جا به افتد. تنھا مزيت استقلال٬ بر فدراليسم ٬ سياست خارجى و تأمين امنيت مرزھا است که کنترل سياست خارجى و تأمين امنيت مرزھا به درد سر و مخارج  آن نمى ارزد٬ در چارچوب يک ايران با نظام جمھورى مشروطه دموکراتيک فدرال اين وظيفه به عھده دولت فدرال مرکزى است که مخارج آن را مى پردازد و با درد سرھاى آن مي سازد. اميدوارم که آقاى پھره اى بيشتر از اين بھانه به دست نيروھاى پان ايرانيست راست ندھد که جنبش دموکراسى خواھى را بيش ازاين در تنگناى تھمت و افترا قراد دھد و شکاف بين مجموعه ۹۹٪ اکٽريت اقليتھاى ملى ايران را که خوھان جدايى از ايران نيستند و فقط دنبال حقوق شھروندى و سياسى برابر ھستند را با بقيه ايرانيان عميق تر نکند.

 

پيام اميد

سپتامبر ۲٠٠۷