تحليل تاکتيک مذاکرات جنداﷲ با دولت ايران

 

 به نظر ميرسد که دولت جمھورى اسلامى ايران در مذاکرات خود با جنبش مقاومت مردمى به موفقيتھاى چشمگيرى دست يافته است٬ تيم با تجربه دولت ايران به نحو مٶٽرى جنبش مقاومت

مردمى را از فعاليتھاى آن باز داشته است که اين دليل قاطع تجربه و تبحر تيم دولت ايران است که تيمھاى مٶٽر مذاکرات تربيت کرده است و سرمايه گذارى در اين قسمت از سياست نتيجه

دلخواه داده است.

تيم مذاکرکننده دولت ايران و سياست کلى دولت ايران در مذاکرات خود با جنداﷲ يا ھمان جنبش مقاومت مردمى از تاکتيکھاى علمى مٶٽر مذاکره برخوردار است که تيم مذاکره کننده جنبش مقاومت از آن بى بھره است.

ھر مذاکره اى ھدفھاى کوتاه مدت و دراز مدت دارد و وظيفه تيم مذاکره کننده است که به ھدفھاى کوتاه مدت در اسرع وقت برسد٬ و تيم مذاکره کننده دولت ايران به نحوى احسن از

عھده آن بر آمده است.

در مذاکرات سياسى و حل بحران اولين ھدف توقف حملات رقيب به مراکز نظامى٬ صنعتى٬ تجارى٬ تردد و اوضاع را به حالت عادى برگردان است٬ دومين ھدف خريد وقت يا به عبارتى

فرصت تجديد قوا٬ افزايش نيروھاى امنيتى در سايه اين مذاکرات و استقرار ين نيروھا و نيروھاى جديد است٬ در حالى که رقيب از تحرکات دولت ايران بى خبر بوده يا بى اعتنا است.

در اين مذاکرات که ھدف آن توقف فعاليتھاى جنبش مقاومت مردمى ھر چند براى مدت کوتاھى است٬ تيم مذاکره کننده و تيمھاى اکتشافى محل تردد يا رفت و آمد نيروھاى جنبش مقاومت

مردمى را پيدا ميکنند٬ و آنھا را زير نظر ميگيرند٬ به محل اختفاى آنھا پى ميبرند٬ و تعداد افراد جنبش مقاومت مردمى و قدرت نظامى آن را براورد ميکنند٬ و بر اساس اين براورد

به آرايش نيروھاى خود براى وارد کردن ضربه به جنبش مقاومت مردمى مى پردازند.

توجه کرده ايد که دولت ايران در حين مذاکره ھيچ يک از فعاليتھاى خودرا توقف نکرد و به تعقيب و جنگ و گريز و دستگيرى افراد مظنون به ھمکارى با جنبش مقاومت ادامه داد و مى دھد.

نيتجه اين مذاکرات استقرار نيروھاى بيشتر سپاه٬ بسيج و اطلاعات در بلوچستان است که اگر جنبش مقاومت را سرگرم مذاکره نکرده بودند٬ استقرار اين نيروھا به اين سادگى و سرعت انجام

نميگرفت. طبيعت صداقت٬ به قول خود وفا کردن٬ گردن نھادن به اصول انسانى٬ قانع بودن و تحمل تلفات در بلوچ در اين مذاکرات به ضرر جنبش مقاومت تمام شده است.  در اين گير و دار٬ دولت ايران حلقه محاصره را دور جنبش مقاومت تنگتر کرده است به طورى که فعاليتھاى جنبش را محدود کرده است. از تعداد نفرات جنبش با خبر شده است و از نوع اسلحه ھاى جنبش مقاومت نيز با خبر شده است که البته نيازى به شناخت تعداد نفرات و نوع سلاح جنبش مقاومت نيست زيرا رھبر جنبش خودش اين اطلاعات در مصاحبه ھاى خود اعلام ميکند که معمولأ طرفھاى درگير ھميشه سعى ميکنند از اعلام تعداد افراد و و نوع سلاح امتناع کنند تا يک ديگر را در شک و ترديد نگاه دارند.

دولت ايران در حالى که با جنبش مقاومت مذاکره ميکند مشغول امتياز دادن به پاکستان است که ھمکارى دولت پاکستان بر عليه جنبش مقاومت و جنبش دموکراسى خواھى بلوچ را تضمين کند٬ به ھمين خاطر حاضر به تحمل مخارج احداٽ خط لوله گاز از طريق بلوچستان به ھند است که پاکستان را بر عليه مبارزات دموکراسى خواھى بلوچھاى ايران وارد فعاليتھاى ضد بلوچ ايران کند. ايران با دادن امتيازات اقتصادى٬ تجارى در چند ماه اخير نظر مساعد ھمکارى پاکستان را جلب کرده است و از شينده ھا که صحت و صقم آنھا تأييد نشده٬ اينطور درک ميشود که ايران در خواست فرماندھى پاکستانى شيعه نيروھاى مستقر ارتش پاکستان در مرز ايران و پاکستان را کرده است به اين دليل که فرمانده ھان سنى مذھب ارتش پاکستان در مرزھاى ايران و پاکستان به مشکلات ايران با بلوچھا اھميت نميدھند و در مواردى با مبارزان بلوچھاى ايران ھمدردى نيز ميکنند.  

اما در مقابل جنبش مقاومت در زمان مذاکره با دولت جمھورى اسلامى ايران چه  امتيازاتى کسب کرده است به جز از نگرانى در مورد رسانه ھا.

ھر حريفى حرکات دشمن را تحليل ميکند٬ اگر جنبش انتظار موفقيت در اين مذاکرات را داشت نبايد فعاليتھاى خودرا متوقف ميکرد که به حريف خود ميدان بدھد. به حملات خود به افرادى که

به دنبال تيم مذاکره٬ که به تيم اکتشافى معروفند به راه مى افتند٬ حمله ميکرد. فشارھا را بر دولت بيشتر ميکرد تا در اين مذاکرات امتياز بگيرد و نه فقط وعده ھاى دروغين.

جنبش مقاومت بايد اھداف کوتاه مدت خود را تدوين ميکرد٬ و اول در باره اھداف کوتاه مدت خود با دولت ايران مذاکره ميکرد٬ و مذاکره در مورد اھداف دراز مدت را جداگانه در دستور کار مذاکرات ميگذاشت.

اھداف کوتاه مدت جنبش مقاومت ميتواند٬ اجراى قوانين مندرج در قانون اساسى فعلى ايران باشد٬ نظير دست برداشتن از دسگيريھا و اعدامھاى خودسرانه٬ آزادى و تعويض زندانيان و گروگانھا٬ جلوگيرى از ھجوم و تفتيش منازل بلوچھا بدون مجوز دادگسترى٬ جلوگيرى از بد رفتارى مأموران امنيتى با بلوچھا٬ جلوگيرى از ضرب و شتم بلوچھا بدست مأموران امنيتى و گير امنيتى٬ آزادى زنداينان بلوچى که به اتھامات واھى در زندان به سر مى برند. آزادى رفت و آمد به مناطق مرزى٬ برچيدن قرارگاھھاى امنيتى که براى بلوچھا وحشت مى آفرينند و در خواستھايى از اين قبيل. در خواستھايى از اين قبيل حمايت مردم بلوچستان را براى جنبش مقاومت بيشتر خواھد کرد. البته من پيشنھاد نميکنم که جنبش مقاومت و بلوچھاى ايران سياستى مٽل سياست فلسطينيان در پيش بگيرند که فلطتينھا براى باز پس گفتن اراضى خود اقدام به کشتن يھوديان ساکن اراضى اشغالى ميکنند٬ اگر چه دولت ايران سياست بلوچ زدايى بلوچستان را در پيش گرفته است و مھاجرين غير بلوچ زيادى را با تطميع اقتصادى به بلوچستان گسيل ميدارد. زيرا حمله به غير بلوچھاى ايرانى کارى انسانى٬ منطقى و درستى نيست و ھر ايرانى حق دارد در ھر کجاى ايران که به خواھد زندگي کند. يا من پشنھاد نميکنم که مبلغان دينى شيعه در شھر و روستاھاى بلوچستان مورد حمله قرار بگيرند٬ اگر چه اين نوع حملات از گسترش و ترويچ ولايت فقيه جلوگيرى خواھد کرد چونکه آزادى مذھب چيزى است که ھمه ما ميخواھيم.

اھداف دراز مدت جنبش مقاومت براى ھمه آشکار است که ھمان احياى حقوق سياسى٬ فرھنگى و اجتماعى بلوچ و سنى مذھبان در ايران است و لزومى به درج آنھا در اينجا نيست.

 

پيام اميد

 

اکتبر ۲٠٠۷