به رسمیت شناختن ملت کبک توسظ مجلس کانادا و تأٽير آن بر مفهوم ملت


مجلس کانادا مردم کبک ( کويبک ) را به عنوان يک ملت به رسميت شناخت٬ آيا
  اين سئوال که مردم بومى  يک منطقه ملت ھستند يا نه٬ براى ما ايرانيان جواب داده شده است يا نه؟
اگر چه مسئله ملت بودن و يا نبودن براى ديگر مردم دنيا حل شده است ولى براى ما ايرانيان هنوز موضوعى عمده٬ حل نشدنى و قابل بحٽ است.

مقوله و مفهوم ملت در به رسميت شناختن مردم کويبک از طرف کانادا٬ به بحٽ ملت در ميان ما ايرانيان بعدى تازه اى بخشيده است.
ملت دانستن مردم کبک به عنوان يک ملت مراحل مخلتفى را در کانادا طى کرد. در مرحله اول بررسى و تعريف ملت در يک کميته زبان شناسان بود٬ در مرحله بعدى در يک کميته ديگرحقوق دانان٬ تعريف حقوقى و مدنى آن بررسى شد٬ و در مجلس کانادا بر سر آن بحٽ و مذاکره شده و نهايتأ به تصويب رسيد٬ اگرچه مردم کويبک مهاجران فرانسوى هستند ولى مدتها است که مردم کويبک خواهان استقلال کشورى بنام کويبک هستند٬ اين عمل کانادا در جهت خنٽى کردن استقلال طلبى کويبکيان است٬ زيرا برسميت شناختن کويبک به عنوان يک ملت٬ کويبک را يکى از استانهاى مستقل اتحاديه فدراسيون کانادا ميکند و ديگر دليلى براى جدايى طلبى باقى نميگذارد.

اهميت اين موضوع به اين دليل است که مفهوم ملت را تا حدى روشن ساخته است. مفاهيم ملت٬ دولت٬ مفاهيمى ھستند که ما ايرانيان از غرب عاريه گرفته ايم و خود ما تعريفى از خود براى اين مفاهيم نداريم.
بعضى از با هوشترين دانشمندان علم سياست٬  زبانشناسى و فلسفه  ما در زمان رژيم پهلوى ظهور کردند٬ اين دانشمندان با هوش کسانى بودند که مفاهيم سياسى از غرب را به شکل ناباورانه اى به زبان فارسى تحريف علمى کردند و دليل اين تحريف اين بود که به مردم ايران القاء کنند که در ايران دموکراسى٬ دولت-ملت وجود دارد٬ به همين دليل از دموکراسى تعريف حکومت مردم بر مردم را درست کردند٬ حال آنکه تعريف دموکراسى حکومت مردم بر مردم نيست بلکه تعريف دموکراسى حکومت اکٽريت بر اقليت است. وهدف از خلق اصطلاح ملت و دولت اين بود که به مردم و غرب القاء کنند که در ايران روابط دولت-ملت وجود دارد و مردم ايران و جهان نتيجه بگيرند که در ايران دموکراسى وجود دارد٬ ولى در ايران هيچ زمانى دولت-ملت وجود نداشته است زيرا دولت-ملت که يک مفهوم سياسى جديد است٬ وجود مناسبات و روابط سياسى بين دولت و ملت بر اساس اصول دموکراسى مشروط (دموکراسى قانونى بر اساس قانون اساسى٬ حاکميت اکٽريت با حفظ حقوق برابر و کامل سياسى٬ مدنى٬ فرهنگى٬ اجتماعى اقليت) را اجبارى و الزام آور ميکند٬ که اين روابط منجر به ايجاد دولت-ملت حقيقى مى شود و آن٬  روابط و مناسباتى است که دولت تابع ملت است و از دستورات ملت پيروى ميکند. در ايران هچگاه چنين روابطى وجود نداشته است و هنوز هم وجود ندارد٬ در ايران مردم هميشه يا رعيت بوده اند و يا امت و هنوز هم چنين است.
به ھمين دليل دانشمندان علوم سياسى ما٬ ملت را براى ما تعريف نکرده اند و ما يک برداشت من درآوردى از ملت براى خودمان درست کرده ايم که مراد همه مردم ايران است و نتيجه گيرى ميکنيم که در ايران فقط يک ملت وجود دارد.
اما چرا ما تعريف اين مفاهيم را نداريم؟ اين مفاهيم رابطه اى تنگاتنگى با دموکراسى مشروط و قانونى٬ کنفدراسيون و فدراسيون دارند٬ ما ايرانيان دموکراسى٬ کنفدراسيون و فدراسيون نداشته ايم٬ در نتيجه اين مفاهيم در قاموس ما وجود نداشته است. همه اين مفاهيم براى ما از تعريف غربى آن به فارسى ترجمه شده اند.

بر اساس تعريف انگليسى ( - نىشن Nation) ملت٬ ملت به گروهى از مردم بومى يک منطقه اطلاق ميشود که به آن منطقه مهاجر نباشند و به مردم بومى منطقه اى اطلاق ميشود که حق مالکيت زمين و منابع طبيعى سرزمين مادرى خود و حق تعيين سرنوشت را دارند٬ و کلمه Nation از کلمه انگليسى  (نىتيو)  Native  به معنى بومى٬ ساخته شده است.
 و در انگليسى کلمه ديگرى هست که به عنوان قوم  استفاده ميشود ولى اين کلمه به گروهى از مردم اطلاق ميشود که به  منطقه سکونت فعلى خود مهاجرت کرده باشند. اين کلمه ٬ کلمه اتنيک (
ethnic) يا قوم است.  اتنيک يا قوم پاره اى از يک ملت هستند که از سرزمين بومى خود مهاجرت کرده و به کشورى ديگر رفته اند٬ حق مالکيت زمين به معنى بومى٬ منابع طبيعى بومى و حق تعيين سرنوشت را ندارند٬ فرق بينNation, ethnic,   و يا قوم و ملت در اين است که  گروه هاى اتنيکى يا قومى نميتوانند ادعاى مالکيت زمين و منابع طبيعى محل سکونت خود و حق تعيين سرنوشت را داشته باشند٬ ‏ولى ملتها و يا مردم بومى حق مالکيت زمين و منابع طبيعى و حق تعيين سرنوشت را در محل سکونت خود که همان سرزمين بومى ‏آنها است٬ دارند.

 ما ايرانيان در امريکا اتنيک يا قوم هستيم٬ چينى ها٬ هنديان٬ پاکستانيها٬ اعراب ساکن امريکا٬ اتنيک يا قوم  هستند٬ و ملت امريکا سرخ پوستان امريکايى هستند که از بوميان اين کشورند٬ به همين دليل در محاورات سياسى روزانه امريکا هميشه از مردم امريکا ياد ميشود و نه از ملت امريکا٬ اگر در محاورات روزانه کسى از ملت سخن بگويد٬ مردم امريکا تصور ميکنند که صحبت در مورد سرخ پوستان امريکا ميشود.
به عنوان مٽال ايرانيان ارمنى که در ايران زندگى ميکنند اتنيک يا قوم هستند زيرا از ارمنستان به آنجا مهاجرت کرده اند.
 بنا بر همين تعريف ملت است که کانادا مردم کويبک را به عنوان ملت شناخته است که به آنها حقوق طبيعى و دموکراتيک بيشترى بدهد.
مردم بلوچ٬ کرد٬ ترک آذربايجان٬ قشقايى٬ لر٬ گيلکى٬ مازندرانى٬ عرب و پارسى و غيره در ايران٬ اتنيک يا قوم نيستند زيرا از يک سرزمين ديگر به ايران مهاجرت نکرده اند بلکه بوميان منطقه خودشان هستند يعنى –نى تيو
Native  منطقه خود هستند که اصطلاح سياسى  - نى شنNation  در باره آنها صدق ميکند٬ و اطلاق اصطلاح قوم در باره آنها نادرست است.
 اگرچه بيشتر سياستمداران ايرانى غير بلوچ٬ کرد٬ ترک٬...  منکر وجود ملتى بنام فارس هستند و شايد حق هم داشته باشند زيرا به نظر من ملتى بنام فارس وجود ندارد٬ بلکه ملتى بنام پارس وجود دارد٬ و همان مردمى هستند که به زبان فارسى با لهجه هاى مختلف آن در ايران صحبت ميکنند٬ زيرا کلمه فارس همان کلمه عربيزه شده پارس است.
بنا براين ملتى بنام ملت پارس وجود دارد که همان باقيمانده هاى پارسيان عهد کهن هستند. بعضى از دوستان سياسى پارس شايد بر ما خورده بگيرند و بگويند که زبان بلوچى و کردى يکى از لهجه هاى زبان پارسى است که من اين موضوع را به عهده زبان شناسان ميگذارم زيرا خارج از حيطه سياسى است.
سياستمداران ايرانى پارس٬ به اين امر واقفند که اگر بلوچ٬ کرد٬ ترک آذربايجان٬ لر٬ قشقايى٬ گيلکى٬ مازندرانى٬ ترکمن و عرب را به عنوان ملت قبول کنند٬ آنوقت اجبارأ حق تعيين سرنوشت٬ مالکيت بومى زمين و منابع طبيعى را براى اين ملتها قبول کنند که آزادانه حق استخراج نفت و منابع طبيعى و زيرزمينى از خوزستان ٬ کردستان٬ مازندران٬ بلوچستان٬ ترکمن صحرا٬ آذربايجان را نخواهند داشت و اگر اقدام به استخراج اين منابع بکنند٬ بايد طى يک قراداد بااجازه اين ملتها٬ سهم ملتها را به پردازند. و اين است رمز مناقشه بر سر قصه ملت و عدم قبول بوميان مناطق اقليتهاى ملى ايران به عنوان ملت است.

 

 

پيام اميد

Contact:          
payamomidvar@yahoo.com
جبهه متحد بلوچستان جمهوريخواهان فدرال

htpp://bufed.org/

۶ فوريه ۲٠٠۹